امروز : پنج شنبه 8 تير 1396 / 08:06
نظر و پیشنهاد

امام صادق علیه السلام:هر گاه بنده فراوان استغفار کند، نامه عملش در حالی بالا رود که می درخشد.

رییس پلیس آگاهی استان کرمان:

کشفیات قاچاق 42 درصد نسبت به سال گذشته افزایش داشته است

رییس پلیس آگاهی فرماندهی نیروی انتظامی استان کرمان گفت: کشفیات قاچاق درسه ماهه‌ی نخست سال جاری نسبت به مدت مشابه سال قبل 42 درصد افزایش داشته است.

استاندار کرمان:

کارشناسان میراث فرهنگی برای بررسی خانه شهر به کرمان می‌آیند

استاندار کرمان گفت: در گفت‌وگو با معاون سازمان میراث فرهنگی کشور مقرر شد،کارشناسان برجسته‌ی میراث فرهنگی کشور برای بررسی جنبه‌های میراثی ملموس و غیرملموس خانه‌ شهر به کرمان سفر کنند.

در نشست عمومی شورا؛

بودجه‌ی سال آینده‌ی شهرداری کرمان 650 میلیارد تومان مصوب شد

در نشست عمومی شورای اسلامی شهر کرمان بودجه‌ی سال آینده‌ی شهرداری کرمان 650 میلیارد تومان مصوب شد.

جانشین مدیر پروژه‌های خاتم در شهر کرمان مطرح کرد:

استفاده از تکنولوژی روز دنیا در تقاطع‌های غیرهم‌سطح شهر کرمان

جانشین مدیر پروژه‌های خاتم در شهر کرمان گفت: از 389 نفر نیرویی که به‌وسیله‌ی قرارگاه خاتم در کرمان به کار گرفته شده‌اند، فقط پنج نفر غیربومی هستند.

در نشست عمومی شورای اسلامی شهر کرمان؛

با کلیات اجرای 100 میلیارد تومان پروژه‌ی عمرانی توسط جهاد نصر موافقت شد

نشست عمومی شورای اسلامی شهر کرمان، امشب با حضور رییس و سایر اعضای شورا و شهردار کرمان برگزار شد.



زمان انتشار :
پنج شنبه 2 دي 1395 | 13:01
 شماره خبر :
95109

خوش آن دل کاندر آن نور امید است

خوش آن دل کاندر آن نور امید است
 

امید چیست؟ پاسخ تعدادی از هم‌شهری‌هایمان به این سوال این بود که:

امید یعنی نیمه‌ی ‌پر لیوان را دیدن.

امید یعنی تا هستی، می‌توانی تغییر کنی و با تغییر افکار خود دنیا را تغییر دهی.

امید یعنی بدانیم که خدا همواره ما را دوست دارد و در کنار ماست و به ما همیشه زمان می‌دهد که اشتباهات خود را جبران کنیم.

امید یعنی برای رسیدن به اهداف و خواست‌های خود انتظار کشیدن.

اگر ما امید داشته باشیم می‌توانیم خود را متحول کنیم.

این سوال را از مهدیه انجم‌شعاع، کارشناس‌ارشد روان‌شناسی هم پرسیدم که پاسخ آن، گفت‌وگویی شد که در ادامه می‌خوانید.

 

امید چیست؟

امید، دو کاربرد دارد. یک کاربرد آن، ‌کاربرد علمی و جمعیت‌شناختی است که به آن امید به زندگی می‌گویند. امید به زندگی  یعنی تعداد سال‌هایی که هر فرد از آغاز تولدش امید یا انتظار دارد که زندگی کند.

طبق برخی آمارها در حال حاضر نرخ امید به زندگی کیفی در کشور 63 سال است، و سن امید به زندگی کمی برای خانم‌ها 74 سال و برای آقایان 72.8 سال است که طبق برنامه‌ریزی وزارت بهداشت این رقم برای زنان باید به 76 سال و برای مردان به 74 سال برسد. برخی عوامل مانند امکانات بهداشتی،‌ درمانی،‌ تغذیه‌ای، آب سالم، شرایط تربیتی،‌ مراقبت‌ها،‌ امکانات آموزشی،‌ چگونگی کیفیت خانواده روی این مساله  تأثیر می‌گذارند. امید به زندگی در واقع با آرزو داشتن برای زندگی بهتر مرتبط است زیرا امید باعث خلاقیت و پیش‌رفت می‌شود،‌ در غیر این صورت دل‌سردی و مرگ و انفعال اتفاق می‌افتد.

اما کاربرد دیگر واژه‌ی امید، ناشی از یک حس و احساس است که می‌توانیم آن را موتور محرک زندگی بدانیم.

در این کاربرد می‌توانیم بگوییم: امید، احساسی است که به ما می‌گوید به هر چیز که بخواهیم، می‌توانیم دست پیدا کنیم و شرایط و رویدادها به سود ما تغییر پیدا می‌کنند. امید را نگاهی رو به جلو با اشتیاق و اطمینانی منطقی هم تعریف کرده‌اند.

چارلز سیندر از لحاظ روان‌شناسی  تعریف عملیاتی از امید ارایه کرده است؛ او می‌گوید: امید، مجموعه‌ای از قدرت و نیروی اراده‌ای است که شما برای اهداف‌تان دارید. بر طبق این تعریف نیروی اراده همان انرژی ذهنی وقدرت حسی است که برای رسیدن به هدف دارید و قدرت اجرا همان طرح‌های ذهنی برای رسیدن به هدف است. هدفی که معمولا بین رسیدن و نرسیدن قرار گرفته است.

نویسنده‌ی کتاب انقلاب امید هم می‌گوید: امید پدیده‌ای متناقض است نه انتظاری انفعالی و کنش‌پذیر و نه نیروی غیرواقع‌بینانه که بتواند شرایط ناممکن را ممکن کند.

 

واقعا امید در زندگی این همه تاثیر دارد و می‌تواند کمک کند تا از پیچ وخم‌های زندگی آسان‌تر بگذریم؟

در پاسخ به این سوال شما دو نمونه‌ی آزمایش شده را نقل می‌کنم؛ نتیجه‌گیری با خودتان. روان‌شناسان در آزمایشی سعی کردند به نقش امید در افزایش توانایی موجودات در مقابله با مشکلات و پایداری آنان در برابر فروپاشی روانی ناشی از فشارهای شدید روانی پی بردند.

در این آزمایش از تعدادی موش آزمایشگاهی استفاده شد. موش‌ها را به دو دسته‌ی مساوی تقسیم کردند. ابتدا دسته‌ی اول را درون ظرف آبی رها کردند به‌طوری‌که مجبور باشند برای جلوگیری از غرق شدن خود دائم دست و پا بزنند تا زمانی که به علت خستگی، دست از تلاش برداشته و غرق شوند. اولین موش ۱۷ دقیقه پس از به آب افتادن توانایی دست و پا زدن خود را از دست داده و غرق شد. سایر موش‌ها نیز یکی پس از دیگری چند دقیقه بعد به همین ترتیب در آب فرو رفتند.

سپس این آزمایش را با دسته‌ی دوم تکرار کردند با این تفاوت که قبل از زمان غرق شدنِ اولین موش در آزمایش قبلی یعنی ۱۷ دقیقه، آب ظرف را تخلیه کرده و و موش‌ها از غرق شدن نجات یافتند، سپس آن‌ها را به محل خود برگرداندند. مدتی بعد این آزمایش را با همین دسته‌ تکرار کردند. این مدت به گونه‌ای تنظیم شده بود که موش‌ها ضمن رفع خستگیِ آزمایش قبل، خاطره‌ی تجربه‌ی گذشته را فراموش نکرده باشند.

پس از به آب انداختن آن‌ها زمان را اندازه گرفتند، نتیجه غیر منتظره بود. اولین موش پس از ۲۶ ساعت دست از تلاش برداشت، به عبارت دیگر توانایی مقابله آنان به علت تجربه‌ی امید بخش قبلی به شکل چشم‌گیری افزایش یافته بود. اگر دقت کنید از نظر زمانی حدود ۱۰۰ برابربیش‌تر شده بود.

نمونه دیگری از تاثیر ثابت شده در زمینه امید استفاده از دارونماها در درمان برخی بیماران است. تحقیقات نشان داده با دادن دارونما، به بیمار مبتلا به پارکینسون، میزان فعالیت هسته‌های مخطط بیش‌تر و میزان درد بیمار کم‌تر می‌شود. محققان می‌گویند  امید به بهبود یافتن باعث این اتفاق‌ها می‌شود.

حالا خودتان قضاوت کنید که آیا امید می‌تواند باعث آرامش بیش تر شود یا نه.

 

همه‌ی ما حتما تجربه‌های این‌چنینی داشته‌ایم، اما مساله‌ی بعدی، همراهی دو واژه‌ی امید و آرزو با هم است؛ وقتی از واژه‌ی امید استفاده می‌کنیم ناخواسته واژه‌ی آرزو هم به دنبالش می‌آید، ارتباط امید و آرزو چگونه است؟

امید یعنی دل‌خوش بودن به اتفاق‌های خوب در آینده، آرزو هم به معنای همین آرزوهای خوب و دل‌چسب است که ما امیدواریم در آینده برایمان اتفاق بیافتند و یا برای رسیدن به آن‌ها تلاش می‌کنیم؛ بخاطر همین ما این دو واژه را بیش‌تر با هم به کار می‌بریم.

 

جایی خواندم زمانی باید امیدوار به تحقق آرزوهایمان باشیم که آرزوها تبدیل به هدف شده باشند.

این سخن از ناشی از نگاهی است که برخی نسبت به هدف و آرزو دارند. این افراد می‌گویند: آرزو داشتن با هدف داشتن تفاوت زیادی دارد. آرزو معمولا دور و دراز، مبهم و نامشخص است، در حالی که هدف، قابل دسترس، واضح و مبتنی بر ضوابط و اصول است. هر کس ممکن است آرزوها یا رویاهای طلایی در سر داشته باشد ولی فقط عده‌ی کمی‌ به آن دست می‌یابند.

طبق این نگاه، اولین و مهم‌ترین گام در جهت تحقق آرزوها این است که آن‌ها را به هدف تبدیل کنیم. وقتی آرزو به هدف تبدیل شود سرو سامان پیدا می‌کند و قوت می‌گیرد. هدف مبتنی بر یک سری واقعیات است، اگرچه ممکن است این واقعیات، دشوار یا ناشدنی به نظر آید. 

اگر رویا به هدف تبدیل نشود، واهی و بی‌پایه و اساس می‌ماند و تکرار آن منجر به عادت می‌شود. بسیاری از افراد به رویا عادت می‌کنند و رویایی می‌شوند و دل به رویاهای واهی می‌سپارند و مدت‌ها در این حالت می‌مانند. این گونه افراد از واقعیت فاصله می‌گیرند و به جای تلاش و جد و جهد، مدام در رویاهای خود غوطه می‌خورند. خطر بزرگی که آن‌ها را تهدید می‌کند از دست دادن زمان و نیروی فکر و اندیشه است. آن‌ها موقعی به خود می‌آیند که همه چیز خود را از دست داده‌اند و جبران آن برایشان بسیار مشکل است. نباید قربانی رویاها شد، بلکه باید رویاها را به خدمت گرفت و به هدف‌هایی عالی و مثبت تبدیل کرد. هدف‌هایی کاملا مشخص و سازنده که انسان را از وضع موجود به وضع مطلوب سوق دهد. اگر زندگی آدمی، هدف داشته باشد، این اهداف با خود امید هم می‌آورند.

 

آیا می‌شود در خانه نشست و فقط با امید به آینده، منتظر فردایی بهتر بود؟

این‌که بدون هیچ‌گونه سعی و تلاشی بخواهیم بگویم امیدوار هستیم در واقع معنای امید را ندانسته‌ایم . برای این‌که امیدی را در خودمان بیانگیزیم لازم است به ظرفیت‌ها و توانایی‌های خودمان منطقی نگاه کنیم. ما نباید به اهداف واهی دل ببندیم و از خودمان خارج از توانایی و ظرفیت‌هایمان انتظار داشته باشیم و از روی شور و یا احساساتِ بدون منطق، دل به امید چیزی که امکان ندارد ببندیم،  معلوم است که  با دل بستن به این‌گونه امیدواری‌های بیمارگونه،  فقط  وقت و انرژی وپتانسیلی که می‌توانیم صرف یک امید سازنده و نتیجه بخش کنیم را از دست می‌دهیم و خدای ناکرده سرخورده و مایوس می‌شویم .بنا براین ما باید از روی منطق و روشن بینی به آرزوها و خواسته‌های عملی خود امیدوار باشیم. ما باید به اهداف و آرزوهایی دل ببندیم  که دیگران با داشتن شرایطی مثل ما توانسته‌اند از آن‌ها نتیجه بگیرند .

 

چرا برخی افراد، احساس ناامیدی می‌کنند؟

دلایل مختلفی برای بروز این مساله می‌توان ذکر کرد. یکی از علل احساس ناامیدی در زندگی، شکستهای پی در پی است. اگر شما همیشه انتظار شکست را داشته باشید و توانمندی‌های خود را باور نداشته باشید، احساس خوبی در زندگی نخواهید داشت.

مساله‌ی بعدی یک‌نواختی در زندگی است. اگر محیط زندگی یا فرایند زندگی یک‌نواخت باشد، باعث کسالت شده و کم‌کم انرژی افراد کم شده و دچار ناامیدی می‌شوند. گاهی انسان به تغییرات اندکی در زندگی نیاز دارد. تغییراتی که بتواند بخشی از نیازها را برطرف کند. رفع نیازها احساس لذت در زندگی را به دنبال دارد. نبودِ این حسِ لذت هم می‌تواند باعث ناامیدی شود.

یکی دیگر از عوامل بسیار مهم در از دست دادن امید، کم بودن فعالیت‌های زندگی‌ست. رکود، نداشتن مشغله‌ی کافی در زندگی،  بیکاری و داشتن ساعات زیادی که نمی‌دانیم با چه فعالیت‌هایی آن‌ها را پر کنیم و یا پر کردن این وقت‌ها با فعالیت‌های غیر مفید و بی‌ارزش می‌تواند به احساس سستی و بی‌حوصلگی منجر شود.

اما مهم‌ترین عامل ناامیدی  نداشتن عزت نفس و اعتماد به نفس است. اگر ارزش‌های وجودی خودتان را نشناسید و آن‌ها را باور نکنید راجع به خودتان و زندگی تان احساس خوبی نخواهید داشت. تنها انسان‌هایی احساس خوبی در زندگی دارند که احساس خوبی نسبت به خودشان دارند و خودشان را به عنوان انسانی خوب و کارآمد قبول دارند.

 

سخن آخر...

آن‌چه انسان‌ها را از پا در می‌آورد، رنج‌ها و سرنوشت نامطلوب‌شان نیست بلکه بی‌معنا شدن زندگی است که مصیبت‌بار است و معنا تنها در لذت و شادمانی نیست، بلکه در رنج و مرگ هم می‌توان معنایی یافت.

 

[object Object]
لطفاً نظر خود را درباره این مطلب بنویسید:
نام :


پست الکترونیکی :


نظر شما : *