امروز : پنج شنبه 4 خرداد 1396 / 07:43
نظر و پیشنهاد

امام صادق علیه السلام:هر گاه بنده فراوان استغفار کند، نامه عملش در حالی بالا رود که می درخشد.

پیام مشترک نماینده ولی فقیه در استان و استاندار کرمان به مناسبت سوم خردادماه

فتح فاتحان در سوم خردادماه، تحقق ناممکن‌ترین ممکن روزگار بود

نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه کرمان و استاندار کرمان طی پیام مشترکی فرا رسیدن سوم خرداد سالروز حماسه‌ی آزادسازی خرمشهر را تبریک گفتند.

شهردار کرمان در بازدید استاندار کرمان از پروژه‌های شهری مطرح کرد:

پیش‌رفت 70 درصدی ساخت تقاطع غیرهم‌سطح آزادی

استاندار کرمان به‌همراه شهردار کرمان و جمعی از مدیران استانی و شهری، از پروژه‌های عمرانی شهر کرمان بازدید کردند.

در نشست عمومی شورای اسلامی:

شهردار کرمان از پشتیبانی استاندار کرمان از پروژه‌های شهری تشکر کرد

شهردار کرمان گفت: پشتیبانی استاندار کرمان از پروژه‌های شهری قابل تقدیر است.

در نشست عمومی شورا؛

بودجه‌ی سال آینده‌ی شهرداری کرمان 650 میلیارد تومان مصوب شد

در نشست عمومی شورای اسلامی شهر کرمان بودجه‌ی سال آینده‌ی شهرداری کرمان 650 میلیارد تومان مصوب شد.

جانشین مدیر پروژه‌های خاتم در شهر کرمان مطرح کرد:

استفاده از تکنولوژی روز دنیا در تقاطع‌های غیرهم‌سطح شهر کرمان

جانشین مدیر پروژه‌های خاتم در شهر کرمان گفت: از 389 نفر نیرویی که به‌وسیله‌ی قرارگاه خاتم در کرمان به کار گرفته شده‌اند، فقط پنج نفر غیربومی هستند.



زمان انتشار :
چهارشنبه 17 شهريور 1395 | 11:38
 شماره خبر :
9506171

امتحان در حقیقت یک گام است به سوی مقصد

امتحان در حقیقت یک گام است به سوی مقصد

اگر به حکمت مندرج در عید قربان توجه شود، خیلی از راه‌ها برای ما باز می‌شود. در عید قربان یک قدردانی بزرگ الهی نهفته است از پیامبر برگزیده‌ی حضرت حق، حضرت ابراهیم (علیه‌السّلام) که آن روز ایثار کرد. بالاتر از ایثار جان، در مواردی ایثار عزیزان است. او در راه پروردگار، به دست خود عزیزی را قربان می‌کرد؛ آن هم فرزند جوانی که خدای متعال بعد از عمری انتظار، در دوران پیری به او داده بود؛ که فرمود: «الحمدللَّه الّذی وهب لی علی الکبر اسماعیل و اسحاق». خدای متعال این دو پسر را در دوران پیری، لابد بعد از یک عمر انتظار و اشتیاق، به این پدر داده بود؛ امید فرزند هم دیگر بعد از آن نداشت. سید شهیدان همه‌ی عالم، حضرت اباعبداللَّه‌الحسین (علیه الصّلاه و السّلام) - که خود مظهر ایثار و مظهر شهادت است- در دعای شریف عرفه از این حادثه یاد می‌کند؛ «و ممسک یدی ابراهیم عن ذبح ابنه بعد کبر سنّه و فناء عمره»؛ این در دعای مبارک امام حسین در عرفه است...
این ایثار و این گذشت، یک نماد است برای مؤمنانی که می‌خواهند راه حقیقت را، راه تعالی را، راه عروج به مدارج عالیه را طی کنند. بدون گذشت، امکان ندارد. همه‌ی امتحان‌هایی که ما می‌شویم، در واقع نقطه‌ی اصلی‌اش همین است؛ پای یک ایثار و یک گذشت به میان می‌آید. گاهی گذشت از جان است، از مال است؛ گاهی گذشت از یک حرفی است که کسی زده است، می‌خواهد با اصرار و لجاجت پای آن حرف بایستد؛ گاهی گذشت از عزیزان است؛ فرزندان، کسان. امتحان یعنی عبور از وادی محنت. یک محنتی را، یک شدتی را جلوی پای یک انسانی یا یک ملتی می‌گذارند؛ عبور از این محنت، امتحان است. اگر توانست عبور کند، به آن منزل مقصود می‌رسد؛ اگر نتوانست -نتوانست استعداد مندرج در وجود خود را بروز دهد، نتوانست بر هوای نفس غالب بیاید و عبور کند- می‌ماند؛ امتحان این است. امتحان الهی برای این نیست که خدا ما را بشناسد، ببیند ما در چه وزنی، در چه حدی هستیم؛ خود امتحان در حقیقت یک گام است به سوی مقصد. من و شما که امتحان می‌شویم، معنایش این است که اگر توانستیم از این شدت و از این محنت عبور کنیم، یک وضع جدیدی، حیات جدیدی، مرحله‌ی جدیدی را به دست می‌آوریم. در این خصوص، یک ملت و یک شخص تفاوتی نمی‌کند.
در جنگ هشت‌ساله، همه می‌دانند... که در خطوط مقدم کار می‌کردند. خوب، این برای همه معلوم است. آن‌چه که برای خیلی‌ها معلوم نیست، نقش انسان‌های گم‌نام و بی‌ادعایی است که در طول این سال‌ها در زمینه‌ی پشتیبانی‌ها فعالیت کردند؛ زنانی که در خانه بودند، بازاریانی که در کسب و پیشه‌ی بازار بودند، افرادی که در دستگاه‌های اداری مشغول فعالیت بودند، جهادگرانی که انواع و اقسام خدمات را به جبهه می‌رساندند. از این‌ها شهیدداده هم داریم؛ کسانی که شهید شدند یا شهید دادند، ادعایی هم نداشتند و ندارند، اسم‌شان هم جایی نیست؛ اما در آسمان‌ها مشهورند، در ملأ اعلی شناخته شده‌اند. در محاسبه‌ی الهی، کوچک‌ترین کارها گم نمی‌شود. این‌همه کاروان کمک‌رسانی... این همت‌ها، این انگیزه‌ها، آن‌وقت خانواده‌ی این شهیدان... شهدا یک لحظه‌ی سختی را درک کردند و پرواز کردند؛ آن‌ها که رنجی ندارند -«لاخوف علیهم و لاهم یحزنون»-. مسأله، مسأله‌ی خانواده‌هاست؛ پدرها، مادرها، همسرها، فرزندها، برادران و خواهران، داغ‌دیده‌ها؛ این‌ها صبر کردند، این‌ها افتخار کردند. خانواده‌هایی هستند که سه شهید دادند؛ خانواده‌هایی که یک پسر داشتند، همان پسر را دادند؛ ابراهیم‌های زمان؛ این‌هاست که هویت یک ملت را می‌سازد، این‌هاست که یک ملت را به عزت می‌رساند.
با نشستن و خوردن و خوابیدن و تکیه‌ی به بیگانه کردن و هوا و هوس را در زندگی حاکم کردن، هیچ ملتی به جایی نخواهد رسید. کسانی که وقتی صحبت دفاع مقدس می‌شود، منفی‌بافی می‌کنند؛ وقتی صحبت شهادت می‌شود، نیش‌زنی می‌کنند؛ وقتی بحث جانباز و ایثارگر پیش می‌آید، چهره در هم می‌کشند؛ وقتی بحث پیشرفت‌های علمی و شکستن مرزهای علم پیش می‌آید، لبخند تمسخر می‌زنند؛ وقتی بحث سانتریفیوژهای مجموعه‌ی غنی‌سازی هسته‌ای پیش می‌آید، سر تکان می‌دهند و می‌گویند امکان ندارد، این‌ها از حرکت یک ملت چیزی نمی‌فهمند. تربیت‌شده‌های تربیت غلط و اخلاق فاسد طاغوتی، چیزی از تأثیر ایمان و حرکت و جهاد نمی‌فهمند.
یک ملت وقتی معتقد به جهاد شد، در همه‌ی میدان‌ها پیشرو است. جهاد فقط تفنگ به دست گرفتن نیست؛ جهاد این است که انسان خود را همیشه در میدان حرکت و مبارزه با مانع‌ها و مانع‌تراش‌ها ببیند، احساس تکلیف کند، احساس تعهد کند؛ این می‌شود جهاد؛ جهاد اسلامی این است. جهاد گاهی با جان است، گاهی با مال است، گاهی با فکر است، گاهی با دادن شعار است، گاهی با حضور در خیابان است، گاهی با حضور در پای صندوق رأی است؛ این می‌شود جهاد فی‌سبیل‌اللَّه؛ و این است که یک ملت را رشد می‌دهد، طراوت می‌دهد، تازگی می‌دهد، امید می‌دهد و یک ملت پیش می‌رود.
خوب، حالا مبارزه‌ی با این ملت چگونه ممکن است؟ آن جبهه‌ی ضد اسلامی و ضد انقلاب اسلامی و ضد نظام اسلامی که در دنیا به وجود آمد، می‌خواهد با یک چنین پدیده‌ی عظیمی مبارزه کند. چه جوری می‌تواند مبارزه کند؟ با جنگ امکان ندارد -امتحان کردند، دیدند- با تهدید به جنگ و تهدید نظامی امکان ندارد، با تحریم امکان ندارد. کسانی که خیال می‌کنند می‌توانند ملت ایران را با تحریم به زانو دربیاورند، آب در هاون می‌کوبند. ملتی که امید دارد، ایمان دارد، می‌داند دارد چه‌کار می‌کند، این ملت را که با تهدید نمی‌شود به عقب‌نشینی وادار کرد.
برای مقابله‌ی با یک چنین ملتی، این‌ها به نکته‌ای توجه می‌کنند: ایجاد شکاف در میان ملت، به جان هم انداختن آحاد ملت، فاصله ایجاد کردن بین توده‌ی عظیم مردمی کشور با مسئولان، ایجاد سوءظن، ایجاد بگومگو بر سر قضایای هیچ و پوچ. یکی از مهم‌ترین اقلام دشمنی دشمنان با انقلاب اسلامی این است؛ باید مراقب بود...
یکی از راه‌های دیگر هم عبارت است از گستردن دستگاه فساد اخلاقی در جامعه. همه، بخصوص جوان‌ها، خیلی مراقب باشند. فساد اخلاقی، انحطاط اخلاقی، متأسفانه به‌عنوان یک ابزار در خدمت هدف‌های سیاسی استکبار است؛ کمااین‌که در بسیاری از مراکز عالم، برای ضایع کردن و نابود کردن یک ملت -و البته در کنارش پول درآوردن- مواد مخدر را هم به‌عنوان یک ابزار در خدمت اغراض سیاسی قرار می‌دهند. ملت ما، جوان‌های ما، مسئولان ما خیلی باید مراقب این چیزها باشند...
یک ملت وقتی از ایمان برخوردار بود، احساس می‌کند هیچ کار او ضایع نمی‌شود، از بین نمی‌رود و بیهوده و باطل نیست. به برکت ایمان، همه‌ی کارهای انسان معنا پیدا می‌کند؛ این ایمان را باید حفظ کرد. امروز ملت ایران به توفیق الهی توانسته است دشمنی‌های گوناگون را ناکام کند. در دنیا اساس دشمنی جبهه‌ی ضد اسلام با جمهوری اسلامی، مسأله‌ی ایمان این نظام و این جمهوری و این ملت به ارزش‌های الهی است؛ سردمداران مادی این را برنمی‌تابند. دشمنی‌ها به خاطر پای‌بندی به ارزش‌های الهی است. این یک طرف قضیه.
طرف دیگر قضیه هم این است که حرکت پیش‌رونده‌ی ملت ایران... به برکت ایمان الهی و اعتقاد به همین ارزش‌هاست؛ این پای‌بندی را با استحکام فراوان حفظ کنید. بدانید این پیش‌روی ادامه پیدا خواهد کرد و به توفیق الهی و به حول و قوه‌ی الهی، آن دشمنی‌ها هم به هیچ نقطه‌ای نخواهد رسید و ملت ایران پیروز همه‌ی این ماجراها خواهد بود.


لطفاً نظر خود را درباره این مطلب بنویسید:
نام :


پست الکترونیکی :


نظر شما : *