امروز : دوشنبه 3 آذر 1393 / 05:51
نظر و پیشنهاد

امام باقر (علیه‎السلام): آنکه به دانسته‌هایش عمل کند خدا آنچه نمی‌داند را به او یاد می‌دهد

دادستان کل کشور تأکید کرد:

ضرورت ایجاد دیپلماسی مبارزه با موادمخدر، در روابط خارجی کشور

دادستان کل کشور گفت: برای حل مشکل موادمخدر، علاوه بر مقابله‌ی نظامی و قضایی، باید دیپلماسی مبارزه با موادمخدر در دستگاه دیپلماسی کشور ایجاد شود.

دادستان جدید عمومی و انقلاب کرمان منصوب شد

آیین تکریم از خدمات یدالله موحد و معارفه‌ی دادخدا سالاری دادستان‌های سابق و جدید عمومی و انقلاب استان کرمان برگزار شد.

نایب رییس اتاق ایران خبر داد:

راه‌اندازی صندوقی برای اعطای بورسیه‌ی تحصیلی به دانشجویان مستعد

رییس اتاق بازرگانی، صنایع، معادن و کشاورزی استان کرمان گفت: به‌زودی صندوقی برای اعطای بورسیه‌ی تحصیلی به دانشجویان مستعد و استادهای دانشگاه در کرمان راه‌اندازی می‌شود.

با حکم رییس قوه قضاییه؛

دادستان عمومی و انقلاب مرکز استان کرمان معرفی شد

با حکم آیت‌الله آملی لاریجانی، رییس قوه قضاییه، «دادخدا سالاری منظری» دادستان عمومی و انقلاب شهرستان کرمان شد.

استاندار کرمان تأکید کرد:

ضرورت احقاق حقوق مردم کرمان در بودجه‌­ی سال 94 و برنامه­‌ی ششم

استاندار کرمان در جمع خبرنگاران گزارشی از سفر خود به تهران ارایه داد.



زمان انتشار :
چهارشنبه 2 بهمن 1392 | 10:21
 شماره خبر :
921112

استرس‌های زندگی در شهر و سلامت شهرنشینان

استرس‌های زندگی در شهر و سلامت شهرنشینان
آیا واقعا لازم است تا این حد برای شهرنشین‌تر شدن و به دنبال آن، افسرده‌تر شدن تلاش کنیم؟
در این مقاله، سعی می‌کنم به ارتباط بین برنامه‌ریزی شهری، معماری و علم اعصاب بپردازم؛ به امید تسهیل درک دقیق‌تر از نحوه و میزان تاثیر متفاوت زندگی شهری و روستایی بر سلامت روان ما.
در نگاه اول، تفاوت‌های روش‌شناختی بسیار زیادی بین رشته‌های برنامه‌ریزی شهری و علم اعصاب وجود دارد؛ اما با این حال، توجه به شهرها از دیدگاه علم اعصاب، ضروری است. برای نمونه، ما می‌توانیم از بررسی تاثیر زندگی شهری بر ساختار مغز انسان و خطری که می‌تواند برای ابتلا به بیماری‌های مغزی و اختلالات روانی برای ما به وجود آورد؛ شروع کنیم.
زندگی شهری در تمام نقاط جهان، هر روز در حال گسترش است؛ در حالی که زندگی روستایی در حال تبدیل شدن به یک استثناست. رشد سریع شهرنشینی، شاخص مهمی از جامعه‌ی در حال گذار طی سی سال گذشته است. جهان ما به سمت گسترش شهرها، کوچک شدن خانواده‌ها و پیر شدن جمعیت پیش می‌رود. در سی سال آینده، ما با چالش‌های بزرگی مثل پیر شدن جمعیت و افزایش زندگی مجردی روبه‌رو خواهیم شد. اما تنها مشکل زندگی شهری، مربوط به جمعیت و سن آن نیست بلکه افزایش استرس‌ها و واکنش‌های روانی و جسمی ما به این استرس‌ها، تهدیدی جدی برای سلامت ما و جامعه است.
اگر شما فضای کافی برای خودتان نداشته باشید؛ اگر امنیت لازم را احساس نکنید؛ اگر زندگی شما پایین‌تر از سطح استاندارد اقتصادی باشد؛ زندگی شهری می‌تواند برای سلامت شما و جامعه، تهدیدآفرین باشد. وقتی شما در شرایط نامطلوبی قرار دارید که حتی نمی‌توانید برای آینده‌تان، تصویر مطلوبی را پیش‌بینی کنید و به دلیل نداشتن منابع کافی، از آینده وحشت داشته باشید؛ استرس شما افزایش پیدا می‌کند.
از دیدگاه تکاملی، داشتن میزان مشخصی استرس، برای رسیدن به هدف‌های بالاتر و موقعیت بهتر، لازم و مفید است؛ اما وقتی که استرس ما، طولانی و مزمن شود و آینده‌ی مطلوبی هم در انتظار ما نباشد؛ استرس، خطرآفرین می‌شود.

زندگی شهری و سلامت روان ما
ثابت شده است که زندگی در محیط شهر، یک عامل اصلی در ابتلا به اختلالات روانی مثل افسردگی شدید و اسکیزوفرنی است. متاسفانه این مطلب صحت دارد؛ حتی با وجود این که خدمات زیرساختی، شرایط اجتماعی و اقتصادی، وضعیت سلامت و مراقبت‌های پزشکی و تغذیه در شهر، بهتر از روستا است. عامل اصلی این مساله‌ی مهم، استرس بیش‌تری است که در محیط شهری وجود دارد که این استرس بالا، میزان آسیب‌پذیری بدن ما را افزایش می‌دهد.
عامل اصلی استرس‌های فراوان اجتماعی در شهر هم ناشی از تراکم زیاد جمعیت در شهر است. سنگین‌تر بودن وظایف افراد در محیط شهری، هم عاملی است که به اندازه‌ی آلودگی هوا و آلودگی صوتی، در افزایش استرس شهرنشینان تاثیر دارد. زندگی در مناطق شلوغ، با افزایش تنش‌های اجتماعی، کنترل فرد را بر زندگی‌اش کم می‌کند. مطالعات اخیر نشان می‌دهد که ساکنان شهری، 20 درصد بیش‌تر در معرض اختلالات اضطرابی و 40 درصد بیش‌تر در معرض خطر ابتلا به اختلالات خلقی و رفتاری هستند؛ هم‌چنین احتمال ابتلا به اسکیزوفرنی در ساکنان شهری، دو برابر ساکنان روستایی است.
از آن‌جایی که زندگی در شهر، امروزه اجتناب‌ناپذیر است؛ ما باید فوری به شناسایی عوامل تهدیدکننده‌ی سلامت‌مان در محیط شهر و راه‌های افزایش و بهبود سلامت‌مان بپردازیم. شواهد نشان می‌دهد که واکنش مغز به استرس، در محیط‌های پر جمعیت و شلوغ، شدیدتر و احتمال ابتلا به اختلالات شناختی، بیش‌تر می‌شود. تحقیقی که اخیرا به وسیله‌ی یک گروه پژوهشی آلمانی، انجام و در مجله‌ی Nature چاپ شد؛ نشان داد که این واکنش، بدون استثنا در مورد سن، جنس، وضعیت سلامت عمومی، تاهل و درآمد برای همه‌ی شهرنشینان رخ می‌دهد.
این تحقیق نشان می‌دهد که «آمیگدالا» ـ منطقه‌ای از مغز که احساساتی مثل اضطراب و ترس را تنظیم می‌کند ـ فعالیت چند برابری را در بین افرادی که در شهر زندگی می‌کنند؛ نسبت به آن‌هایی که در روستا هستند؛ دارد. جالب‌تر این که، میزان فعالیت این بخش از مغز، متناسب با بزرگ‌تر شدن شهر محل سکونت افراد، بیش‌تر می‌شود.

استرس اجتماعی در شهر
تحقیقات دیگری نشان می‌دهد که اندازه‌ی «آمیگدالا» با میزان پیچیدگی ارتباطات اجتماعی شهری در ارتباط است. مطالعات دیگر نشان داده‌اند که فعالیت آمیگدالا با جدایی بین افراد و اتفاقات ناخوشایند دیگر مثل از دست دادن شغل، ارتباط دارد. این نتایج، چه فایده‌ای برای برنامه‌ریزی شهری دارند؟ منظور از تاثیر داشتن تراکم جمعیت بر افزایش استرس چیست؟ و از نظر سیاسی و مدیریت شهری، چه اقداماتی را می‌توان برای حفاظت از سلامت شهروندانی که سلامت و کیفیت زندگی‌شان تحت تاثیر استرس ناشی از زندگی در شهر قرار گرفته است؛ انجام داد.
به نظر نمی‌رسد که مغز ما برای زندگی در شرایط امروزی شهرهای جهان، طراحی شده باشد. با این حال ممکن است بین افراد مختلف از نظر میزان آسیب‌پذیری در برابر استرس محیط شهری، تفاوت وجود داشته باشد؛ بنابراین شناخت بیش‌تر راه‌های کاهش استرس و برنامه‌ریزی هدف‌مند در سطح کلان‌ برای ارتقای سلامت روان جامعه، می‌تواند تا حد زیادی به کنترل استرس و تاثیر آن بر افراد کمک کند.
وقتی ما بپذیریم که استرس‌های ناشی از زندگی در شهر، عامل اصلی ابتلا به اختلالات روانی است؛ باید به بررسی چگونگی تاثیرگذاری این عامل در افراد مختلف بپردازیم؛ باید عوامل استرس‌زای اجتماعی و این که چگونه منجر به اختلالات روانی در افراد می‌شوند را بررسی کنیم. در این رابطه، مطالعات اولیه راجع به استرس نشان می‌دهد که کاهش کنترل فرد بر تهدیدهای اجتماعی و ترس از دست دادن، مهم‌ترین عوامل اجتماعی در ایجاد استرس در فرد هستند.

نگاهی به آینده
روشن است که بسیاری از ساکنان شهرهای بزرگ از زیرساخت‌های بهتر برای سلامت و کیفیت زندگی برخوردار هستند. امکانات اجتماعی، بهداشتی، فرهنگی و آموزشی که در شهر وجود دارند؛ بسیار بهتر و بیش‌تر از امکانات یک روستا هستند؛ بر خلاف وضعیت سلامت روحی و جسمی موجود در شهر و روستا. بنابراین این سوال پیش می‌آید که پیش نیازهای زیستی، روانی و اجتماعی برای داشتن یک زندگی سالم در شهر چیست؟ پاسخ به این پرسش و سوالات مشابه آن با استفاده از تحقیقات حوزه‌ی علوم اعصاب روی عوامل افزایش استرس، به سیاست‌مداران و برنامه‌ریزان شهرها و مسئولان بهداشت و سلامت جامعه، برای برنامه‌ریزی جهت داشتن یک محیط سالم شهری بسیار کمک خواهد کرد.
خطر مضاعف بیماری‌های ناشی از استرس محیط شهر، برای افرادی است که از همان ابتدای زندگی و در دوران کودکی‌شان هم در شهر بزرگ شده‌اند. البته بیش‌تر ساکنان شهر، این وضعیت را دارند. آسیب‌پذیری این افراد در برابر استرس بیش‌تر خواهد بود. علاوه بر این، سطح آسیب‌پذیری انسان از استرس، در سن‌های مختلف، متفاوت است. بنابراین تحقیقات آینده، باید به بررسی تاثیر زندگی شهری بر بلوغ مغز به طور مجزا در بزرگ‌سالان و کودکان و سنین مختلف بپردازد.
بسیاری از ما، زندگی روستایی را رها کرده‌ایم یا در حال ترک کردن محیط روستا هستیم. ما به دنبال محیط بزرگ و جمعیت بیش‌تر در شهرهای بزرگ به خاطر فعالیت‌های متنوع و لوکس، امکانات فرهنگی و اجتماعی بیش‌تر، امکان اشتغال بهتر و امکان ناشناس ماندن در انبوه جمعیت شهر و آزادی بیش‌تر ناشی از آن هستیم. اما به نظر می‌رسد که رسیدن به همه‌ی این‌ها، هزینه‌ی سنگینی هم دارد. ممکن است ما سلامتی خودمان را با این مهاجرت، از دست بدهیم.
وظیفه‌ی برنامه‌ریزان شهری در برابر استرس ناشی از محیط شهری چیست؟ برنامه‌ریزان شهری و مسئولان سلامت جامعه باید به دنبال ایجاد محیط آرامش‌بخش‌تر و کاهش عوامل استرس آفرین در شهر باشند. از طرف دیگر، وقتی وجود برخی استرس‌ها در محیط شهر، ناگزیر است؛ باید مهارت‌های افراد را برای مقابله با این استرس‌ها افزایش داد.
سازمان بهداشت جهانی، استرس را به عنوان یکی از عمده‌ترین چالش‌های سلامتی قرن بیست و یکم مورد توجه ویژه قرار داده است. با توجه به رشد سریع شهرنشینی، باید هر چه سریع‌تر به دنبال اقدام مشترک بین حوزه‌های علوم زیستی، علوم اجتماعی، برنامه‌ریزی شهری، معماری و سیاست جهت بهبود کیفیت زندگی و کاهش استرس در شهر باشیم.
منبع: Lsecities.net
مترجم: فهیمه رضاقلی


لطفاً نظر خود را درباره این مطلب بنویسید:
نام :


پست الکترونیکی :


نظر شما : *