پنج شنبه 4 اسفند 1390 / 1 ربيع الثاني 1433 / 01:50
جستجو در اخبار
|
|
در حال جستجو در اطلاعات وب سایت لطفا صبر کنید .
|
|
|
|
|

شماره خبر : 8912337

شنبه 28 اسفند 1389

11:36:18
محمد لطیفکار با اشاره به روزنامهنگاري در حوزهي اقتصاد:
گفتوگو با مديران را جايگزين گزارشهاي آماري کرديم
محمد لطيفكار را اهالي مطبوعات به خوبي ميشناسند؛ روزنامهنگار خبره و توانايي كه سابقهي عضويت در شوراي مركزي خانهي مطبوعات را در سالها پيش داشته و از سال 85 تا 88 هم رييس خانهي مطبوعات استان كرمان بوده است.
كارشناس جامعهشناسي و پژوهشگر حوزهي مردمشناسي است و مدتهاست كه در رشتهي دانش اجتماعي افتخار معلمي دارد. اما در طول بيش از 15 سال كار جدي در عرصهي روزنامهنگاري به عنوان نويسنده، دبير تحريريه و سردبير چندين نشريهي استان نيز فعاليتهاي ارزشمندي داشته است. او از سال 87 سردبيري هفتهنامهي «استقامت» را بر عهده گرفت و توانست در كمتر از سه سال، آن را به نشريهاي اثرگذار و پُرمخاطب بهويژه در حوزهي اقتصاد تبديل كند.
محمد لطيفکار از نوشتن در دنياي مجازي هم غافل نبوده و در وبلاگي با عنوان «يادنوشت» دغدغههاي روزنامهنگارياش را پي ميگيرد.
با او به گفتوگو نشستيم تا برايمان از حال و روز روزنامهنگاري در استان كرمان بگويد.
در شروع شرح وبلاگتان نوشتهاید «دلبستهی حرفهی روزنامهنگاریام»؛ اول از همین دلبستگی بگویید تا به حرفهای دیگر برسیم.
ببین؛ هر کسی علایقی دارد. من رشتهام جامعهشناسی است. طبیعتا در مطالعات اجتماعی و فرهنگی که دارم علاقهمندم بعضی از مطالبی را که به ذهنم میرسم بازگو کنم. به نظر من یکی از بهترين مجالها برای واگویی مطالب، حوزهی مطبوعات است. بهخصوص اگر فرد در حد یک نویسنده نباشد. من خودم را هیچوقت در حد یک نویسنده ندیدم اما فکر کردم میتوانم در حوزهی روزنامهنگاری، بخشها و برشهایی از واقعیتهای جامعهی خودم یا مسایل فرهنگی و اجتماعی را منعکس کنم. این دغدغهی من بوده است. وبلاگنویسی را هم به همین خاطر پیگیری میکنم چون میتوان گفت موازی روزنامهنگاری یا مکمل آن است.
دوران دانشآموزی من هم با نشریات دیواری سپری شد. به دانشگاه که رفتم جسته و گریخته برای مطبوعات مینوشتم. در 15-14 سال اخیر هم به صورت جدی با مطبوعات همکاری کردهام؛ به صورت داشتن ستون ثابت، به عنوان دبیر صفحه، دبیر تحریریه و چند جا هم به عنوان سردبیر.
از کی به عنوان سردبیر نشریهی «استقامت» مشغول به کار شدید؟
از سال 87 یعنی بیش از دو سال و نیم پیش. شروع این کار به دنبال تجربههایی بود که در نشریهی «فردوس کویر» به عنوان سردبير و در نشریهی «بام کویر» به عنوان دبیر تحریریه کسب کرده بودم. میتوانم بگویم جمعبندی همهی فعالیتهای قبلیام مرا به این نتیجه رساند که در «استقامت» به دنبال راه و روش متفاوتی باشیم. متوجه شده بودم که نشریات استان ما عجیب شبیه هم هستند؛ همه با صبغههای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی منتشر میشوند و ما نشریهای که به صورت تخصصی به موضوعات بپردازد نداریم. یکی از موضوعاتی هم که به نظر من مغفول مانده بود و در توسعهی استان خیلی اهمیت دارد اقتصاد است. من خودم را مدعی میدانم که دغدغهی توسعهی استان را دارم و یکی از دلایلی که باعث شده روزنامهنگاری را دنبال کنم همین است؛ دلم میخواهد در توسعهی استان ایفای نقش کنم. پس تصمیم گرفتم وارد حوزهی اقتصاد استان شویم. به همین خاطر الان نشریهی ما خیلی به مسایل اقتصادی استان میپردازد و این دقیقا آگاهانه است. از طرفی استان کرمان هم به لحاظ اقتصادی دارای پتانسیلها و ظرفیتهای بالایی است؛ در صنعت و معدن، گردشگری، کشاورزی... اما اقتصاد استان بازتاب چندانی در رسانههای ما نداشته؛ صنعتگران، کشاورزان، صادرکنندهها و... در استان ما فعالیت دارند، با مسایل و مشکلاتی روبهرویند اما اینها گفته نمیشود، ثبت نمیشود، هیچ تعاملی صورت نمیگیرد، چالشی مطرح نمیشود. من فکر کردم ما به نشریهای نیاز داریم که این مسایل را مطرح بکند تا گفتوگو دربگیرد. چون این گفتوگو کمک میکند که هم تجربهها ثبت شود و هم اینکه ما تا حدودی از این حالت توسعهنیافتگی عبور کنیم. در هر حال استان ما با اینکه اینهمه ظرفیتهای اقتصادی دارد اما استان توسعهیافتهای نیست؛ در خیلی از زمینهها به اندازهای که شایستگی بالقوه دارد به نظر من عملا موفق نبوده است.
به خاطر احساس ضرورت وجود یک رسانهی اثرگذار در این بخش، جهتگیری استقامت را به سمت اقتصاد بردیم و شعاری هم که برای نشریه انتخاب کردیم کاملا در همین ارتباط است.
• نگاهی بومی به جامعه و اقتصاد...
بله، و از طرفی هم با مطالعاتی که روی نشریات اقتصادی دیگر داشتم، دیده بودم که به هر حال کسانی که نشریهی اقتصادی دارند کموبیش به مسایل اجتماعی هم توجه میکنند. اقتصاد نمیتواند فارغ از مسایل جامعه باشد؛ در هر صورت نشو و نمای اقتصاد در خود جامعه است. بنابراین صفحاتی را هم به جامعه و مسایل اجتماعی اختصاص دادیم؛ هم به خاطر اینکه طیف مخاطبانمان را گستردهتر کنیم و هم اینکه تعاملی که بین حوزهی اقتصاد و جامعه وجود دارد اینجا دیده شود.
نکتهی دیگر این است؛ افرادی هم که در حوزهی اجتماعی یا فرهنگی فعالند به هر حال از وضعیت اقتصادی برخوردارند؛ مثلا شما یک نقاش یا سینماگر را در نظر بگیرید؛ او هم مسایل اقتصادی مخصوص به خودش را دارد. ما به سراغ اهل فرهنگ و هنرمندان هم میرویم اما سعی میکنیم بیشتر چالشهای اقتصادیشان را ببینیم و کمتر به تحلیل تولیدات هنری بپردازیم. حتی در حوزهی ورزش هم بیشتر با همین نگاه کار میکنیم.
• یعنی همهی حوزهها را از دریچهی اقتصاد میبینید...
بله. فکر میکنیم این نگاه در استان مغفول مانده بود و داریم آن را پیگیری میکنیم. خوشبختانه قدری هم جواب گرفتهایم و داریم همچنان در این راه تلاش میکنیم.
• انصافا هم تلاش شما در اين زمينه اثرگذار بوده. از تاكيدتان بر نگاه بومي بگوييد.
مسالهاي كه باز بنا بر همان تجربههاي پيشين روي آن تاكيد داشتم همين «نگاه بومي» بود؛ به شدت سعي كردهايم بومي باشيم. شايد حتي بعضيها بگويند يكمقداري هم افراطي عمل كردهايم. ما تقريبا هيچ مطلب كشوري و جهاني را در نشريه كار نكردهايم. نشريهي ما نشريهي استاني است و روي مسايل استان كار ميكنيم. حتي به مسايل منطقهاي هم نميپردازيم.
• براي اين نگاه بومي به جامعه و اقتصاد با مشكلي هم روبهرو بودهايد؟
بله، كاري كه ما شروع كرديم قبلا تجربه نشده بود؛ مديران اقتصادي ما تا به حال سابقهي رويارويي اينچنيني با نشريه را نداشتند. غالبا هم به سراغشان كه ميرفتيم بيشتر سعي ميكردند گزارش عملكرد ارائه كنند. اما ما ميخواستيم به گفتوگو با بسياري از فعالان اقتصادي بپردازيم و اين كار را كرديم. گفتوگوهايي كه رايگان بوده ولي از مصاحبهشوندهها خواهش كرديم كه چالشها و مسايل را مطرح كنند يا پاسخ دهند. يعني از نشريه به عنوان يك تريبون استفاده كنند براي گفتوگو كردن با همكاران يا رقيبان خودشان و يا مديران، يا مديران دولتي با بخش خصوصي. اين فرصت را با همان نگاه بومي ايجاد كرديم. براي ما مهم اين است كه پسته چه وضعيت و جايگاهي دارد نه نفت؛ مگر اينكه مثلا قيمت نفت روي قيمت پسته اثر داشته باشد و باعث شود فرضا به نفت و قيمت آن هم اشاره كنيم.
مشكل و مانع كار ما بيشتر اين بود كه فعالان حوزهي اقتصاد، اوايل چندان همكاري نميكردند. البته الان اين همكاري بيشتر و بهتر شده. ديگر اينكه مديران بهويژه مديران بخش اقتصاد خيلي عادت به گفتوگوهايي از اين دست نداشتند و بعضيها هنوز هم اين عادت را ندارند؛ يعني كمتر به چالشها و مسايل اقتصادي ميپردازند و حاضر به گفتوگو در اين باره ميشوند.
• چرا؟
يكي همين بيسابقه بودن شيوه است. ديگر اينكه عادت كردهاند در كنفرانسهاي مطبوعاتي با اعداد و ارقام گزارش عملكرد بدهند. معمولا هم گمان ميكنند مشكلات و چالشهاي حوزهي كاريشان مسايلي نيست كه جاي طرحش در روزنامهها باشد. مسالهي ديگر هم اين است كه برخي مديران دولتي فكر ميكنند اگر يك روزنامهنگار مشكل و چالشي را در نشريهاش مطرح ميكند دارد از دولت انتقاد ميكند و چون خودشان مديران ارشد دولت نيستند بنابراين از اين پرهيز ميكنند كه ضعفي از فعاليت دولت منعكس شود. در حالي كه نگاه ما در روزنامهنگاري چنين نيست؛ ما اعتقاد داريم اگر دولت ميخواهد تقويت شود بايد امكان انتقاد و بررسي مسايل و مشكلات ايجاد شود. اتفاقا زماني ضعف دولتها زياد ميشود كه مديران دولتي از طرح مسايل و مشكلاتشان پرهيز كنند يا از پاسخگويي بپرهيزند. مديري كه پاسخگو نيست قطعا ضعف در كارش بسيار است و چون اجازهي انعكاس و بررسي نميدهد، سالها بعد كه از آن منصب كنار رفت ضعفهاي كارش برملا ميشود و اين زمينهساز خسارت بيشتري است. حوزهي اقتصادي مسايل مالي زيادي دارد و اگرچه ممكن است شاكي خصوصي وجود نداشته باشد اما مطمئنا به شاكلهي اقتصاد لطمه وارد ميكند و روي زندگي مردم هم تاثير منفي خواهد داشت.
• به نظر شما اين پرهيز از گفتوگوهاي چالشي، چهقدر رنگ و بوي سياسي دارد؟
اغلب اينگونه است اما بايد به برداشتها توجه كرد. هر مديري متناسب با درك و قرائت خودش از سياست فكر ميكند و تصميم ميگيرد. ما مديراني داريم كه پاسخگو نيستند و مديراني در همان رده كه پاسخگويند. يكي ميگويد اگر من حرف بزنم خوب نيست، ديگري حرف ميزند. معنياش اين است كه هر مدير برداشت خودش را از سياست دارد و تصميمش هم به همان بستگي دارد. بعضيها يكمقداري در صحبتكردن تنگنظرند و بعضيها هم واهمه دارند؛ نگرانند كه اگر مصاحبه كنند ضعفهايشان بيشتر ديده شود و موجب بركناريشان شود. پس سكوتكردن و حرفنزدن را ترجيح ميدهند.
• تا مرد سخن نگفته باشد/ عيب و هنرش نهفته باشد...
بله، ترجيح ميدهند اطلاعات كمي از حوزهي كاريشان منتشر شود. من معتقدم مديريت استان بايد از مديران، مخصوصا مديران اقتصادي بخواهد مسايلشان را با رسانهها مطرح كنند و اينطور نباشد كه فقط مصاحبههاي تبليغاتي انجام دهند. اينكه ما هميشه فقط به مناسبتي صحبت كنيم و آمار بدهيم درست نيست. چه اشكال دارد مسايل و مشكلات را مطرح كنند و در ميان بگذارند. اتفاقا اين نشانهي صداقت است و نشانگر اينكه نقش رسانه را درك كردهاند. مسلما رسانهها با ديگران هم مصاحبه ميكنند و مديران هم ميتوانند نظرات آنها را بخوانند و اين تعامل باعث گشودهشدن دريچهاي ميشود براي توسعه. وقتي حرفها زده نميشود و تعامل به وجود نميآيد انتظار توسعه هم نبايد داشت.
حتي بعضيوقتها ادارات برنامههايشان را از روزنامهنگاران پنهان ميكنند! در هر حالي كه بايد آنها را شفاف اعلام كنند تا توسط كارشناسان و صاحبنظران نقد شود. اين حركت اگر انجام شود ارزشمند است.
متاسفانه غالبا مديران و فعالان اقتصادي ما در حوزهي رسانه آموزش نميبينند و براي گفتوگو و تعامل سازنده با رسانهها تربيت نميشوند. البته برخي مديران و فعالان به مرور بر اثر آزمون و خطا در اين عرصه وارد ميشوند و انصافا هم خوب عمل ميكنند. ولي بعضيها به رسانه نگاه بدبينانه دارند؛ فكر ميكنند فقط بايد با يك رسانهي رسمي و دولتي گفتوگو كنند و تازه همان رسانه هم بايد حواسش باشد كه اگر او حرفي زد كه چندان مورد پسند نبود جلوي انتشارش را بگيرد تا خداي ناكرده انتقاد قلمداد نشود.
اين مشكلات در نشريات محلي بيشتر و شديدتر است وگرنه معمولا در نشريات و رسانههاي سراسري، مديران ارشد -مانند وزرا يا معاونانشان- بيمحابا حرف ميزنند و راحتتر به گفتوگو ميپردازند. ولي در ردههاي پايينتر متاسفانه بعضيها نگران ميشوند! در حالي كه ما از مدير صنعتي استان دربارهي مسايل صنعتي همين استان ميپرسيم، نه چيزي را كه بايد از وزير پرسيد، و او حق دارد در حوزهي كاري خودش حرف بزند و بايد پاسخگوي رسانهها باشد.
• خود اهالي رسانه و مطبوعات محلي در اين زمينه درست عمل كردهاند؟
اتفاقا اين ضعف ديگري است كه به مديران مربوط نميشود و به اهالي مطبوعات و خبرنگاران ما برميگردد. مطبوعات ما متاسفانه در اين زمينه چندان خوب عمل نكردهاند؛ اولا در حوزههاي مختلف به صورت تخصصي وارد نشده و نيروي متخصص تربيت نكردهاند. ديگر اينكه چون قصد دارند از مزاياي اطلاعرسانيهاي يك اداره استفاده كنند، نگرانند كه اگر مطلبي در انتقاد از عملكرد اداره بنويسند و مدير خوشش نيايد، آگهيهاي آن اداره را از دست بدهند، پس نمينويسند. بعضي مديران هم به مرور عادت كردهاند هر مطلبي كه نوشته و چاپ ميشود در جهت علاقهي آنها باشد. اين است كه مصاحبهها طوري تنظيم و تيترها به شكلي انتخاب ميشود كه نظر مدير را جلب كند. پس اگر ما در جايي انتقاد يا سوالي كرديم فكر ميكنند كار نادرستي انجام شده است.
• اما در هر حال قبول داريد كه حيات و بقاي نشريه به همين آگهيها و مزاياي اطلاعرسانيها وابسته است. شايد آن نگراني كه گفتيد، تا حدودي طبيعي به نظر برسد. خود شما در رويكردهاي منتقدانهي گفتوگوها و گزارشهايتان با اين نگراني روبهرو نبودهايد؟
چرا، اين نگراني وجود دارد. به هر حال ما با واقعيت سر و كار داريم. ما هم در نشريه مشكل اقتصادي داريم. اما به نظر من مسالهاي كه هست اين است كه متاسفانه نشريات فعلي به صورت رقابتي كار نميكنند. زماني كه دولت ميآيد در امر رسانه دخالت ميكند قدري قاعدهي بازي و رقابت را به هم ميزند. دولت كجا دخالت ميكند؟ وقتي كه خودش اين نگاه را داشته باشد كه به بعضي از نشريات كه مدافعش هستند -البته از نظر خودش - سهم بيشتري از آگهيها را اختصاص بدهد. به نظر من وقتي دولت براي هر يارانه يا آگهي كه ميدهد اين قيد را ميگذارد، مقداري از فرصتهاي رسانهاي را كه ميتواند در توسعهي نهادهاي اقتصادي و اجتماعي نقش داشته باشد ميسوزاند. دولت فقط شرايطي را ايجاد ميكند كه نشريات به اين سمت بروند كه تيترهاي تبليغاتي بزنند و مطالب تبليغاتي بنويسند و خيليوقتها مطالب فاقد ارزش ارائه كنند كه هيچ نقشي در توسعهي استان ندارد. به نظر من رسانههاي اينچنيني داشتن در كلان قضيه به ضرر خود دولت تمام خواهد شد. اما بعضي از كارگزاران دولت بهشدت علاقه دارند كه نشريات مرتب، تبليغ ادارات و نهادها و اشخاص باشند؛ حتي گاهيوقتها به نظر من تبليغ دولت هم نيستند، تبليغ مديرانند. يعني مدير وقتي در جايگاهي قرار ميگيرد، از بودجهي دولت خرج ميكند تا براي خودش تبليغ كند؛ با اين بهانه كه من دارم از دولت دفاع ميكنم، در حالي كه ميخواهد ميز و صندلي خودش را محكم كند. اين اشتباه است.
به نظر من سياستهاي ادارهي ارشاد در اين زمينه بايد به سمتي برود كه يارانهها و آگهيها را هرچه عادلانهتر كنند تا نشريات اين دغدغه را نداشته باشند كه اگر مطلبي بنويسند آگهي يا يارانهشان قطع ميشود.
• مثل اينكه گفته بودند قرار است بر مبناي كيفيت نشريه يارانه بدهند...
من بهشدت با اين صحبت موافقم اما بايد كيفيت را تعريف كنيم و اين كار را يك كارمند نميتواند انجام دهد. اولا بايد شاخصههاي كيفيت دقيقاً اعلام شود و توسط افراد كارشناس و روزنامهنگاران مورد نقد و بررسي قرار گيرد. بعد جمعبندي آن توسط دولت به نشريات اعلام رسمي شود، نه بهصورت بخشنامهاي كه فرستاده شود و در كشوي ميز يك مدير بماند. بعد هم براي بررسي كيفيت، به نظر من بايد يك كميته تشكيل شود؛ اعضاي اين كميته بايد از چهرههاي كارشناس مطبوعاتي و خبرهي اين كار باشند و از يك گروه معين سياسي هم نباشند. آن كميته بررسي كند و نتايج بررسياش را دقيقاً اعلام كند، نه اينكه باز مخفي بماند. امكان اعتراض هم بايد در نظر گرفته شود تا اگر نشريهاي به نتيجهي بررسي كيفيتش اعتراض داشت آن را مطرح كند و از كميتهي بررسي، پاسخ قانعكننده بگيرد. اگر ميخواهيم عدالت را رعايت كنيم به نظر من بايد اينگونه عمل كنيم.
البته گاهي اتفاق نظر وجود ندارد؛ ديدهام كه بعضي از مديران ميگويند هم كيفيت و هم كميت؛ يعني تيراژ. ما اگر نشريهاي منتشر كنيم كه از نظر خودمان كيفيتش خيلي هم بالاست اما هيچ مخاطبي نداشته باشد آيا سزاوار است دولت به چنين نشريهاي يارانه بدهد؟ دولت در واقع يارانه را به مردمي ميدهد كه ميخواهند روزنامه بخوانند. به نظر من دولت بايد در كنار كيفيت، مسالهي كميت و تيراژ را هم مد نظر قرار دهد.
اما متاسفانه اين كارها انجام نميشود. حتي منِ روزنامهنگار الان نميدانم كدام نشريات دارند يارانه ميگيرند. ميگويند اين آمار مخفي است! من دليل اين پنهان بودن را نميفهمم. چهبسا ضعيفترين روزنامه الان دارد يارانه ميگيرد. مگر نميگويند كيفيت؟ اتفاقا شايد الان بيكيفيتترين روزنامه دارد يارانه ميگيرد. ما از كجا بدانيم؟ پس بايد اين آمار به صورت علني در مطبوعات منتشر شود، معلوم باشد چه كساني از دولت يارانه ميگيرند، آنوقت مردم هم ميتوانند قضاوت كنند. دولت نبايد نگران اين مساله باشد؛ مگر نميگويد ما بررسي ميکنيم؟
• وقتي بر اساس كيفيت است، چه اشكالي دارد اعلام شود؟
بله، اعلام كنند كدام نشريات كيفيت بالاتري دارند و به مردم بگويند نشريات الگوي ما اينها هستند، ما به اين نشريات پول ميدهيم. آنوقت معلوم ميشود كارشان درست است يا نه.
• در زمينهي آگهيهاي دولتي وضعيت چگونه است؟
در زمينهي آگهيها هم همين مشكل وجود دارد. نميدانيم آگهيها چگونه توزيع ميشوند. در حالي كه بايد به صورت شفاف توزيع شوند و معلوم باشد توزيعشان بر اساس چه ضوابطي صورت گرفته است. آگهيهاي پُرمخاطبي (مثل آگهي استخدام) وجود دارد كه به نشريات خاصي داده ميشود. اين يعني چه؟ يعني دولت عملا خودش دارد دخالت ميكند در جهت مخاطبسازي براي يك نشريه. در صورتي كه بايد آنها را به صورت عادلانه بين همهي نشريات توزيع كند. يا اينكه دولت اصلا دخالت نكند؛ به ادارات اجازه بدهد خودشان نشريه را انتخاب كنند.
• برگرديم به نگاه بومي شما در نشريه. با وجود اينكه تاكيدتان بيشتر بر مسايل اقتصادي بوده و هست، اما از فرهنگ و هنر استان هم غافل نبودهايد؛ مسالهاي كه البته در چند شمارهي آخر سال 89 كمرنگ شده است...
ببين؛ واقعيت اين است كه هزينههاي انتشار بالاست، نشريه هم هفتهنامهاي است با صفحات محدود. هزينههاي چاپ مرتب بالا ميرود اما تعرفهي آگهيها افزايش پيدا نميكند. باز اينجا هم يك رقابت نابرابر وجود دارد؛ بعضي نشريات كه در استان منتشر ميشوند به خاطر كيفيت پايينشان به لحاظ توليد اثر، مطالب، گرافيك، چاپ و... هزينههايشان بسيار پايين است. بنابراين آنها ميتوانند آگهيها را با رُبع قيمت آگهي در نشريهي ما، چاپ كنند و حتي پايينتر. وقتي چنين وضعيتي وجود دارد باعث ميشود ما به لحاظ وضعيت اقتصادي در تنگنا قرار بگيريم. حقالزحمهها بيشتر ميشود، اجاره افزايش مييابد، كاغذ گرانتر ميشود و... اما ما نميتوانيم نرخ آگهيمان را بالا ببريم. اين است كه ناچاريم بعضي از صفحات نشريه را يا به سمت توليد آگهي ببريم يا به سمت مباحثي كه از جهت جذب آگهي موثرند. به همين دليل كمتر مجال پرداختن به حوزهي فرهنگ و هنر را داريم.
مشكل ديگر هم اين است كه براي توليد مطالب فرهنگي و هنري با كمبود نيروي متخصص روبهروييم. با آن نگاهي كه ما داريم، به روزنامهنگاراني نياز است كه واقعا در عرصهي فرهنگ و هنر به صورت تخصصي كار كنند. نشريات استان در اين زمينه هم بسيار با مشكل مواجهند. درست است كه ما افرادي داريم كه در حوزهي فرهنگ و هنر قلم ميزنند اما بيشترشان متخصص اين حوزه نيستند و در ديگر حوزهها هم مينويسند. روزنامهنگاري كه صرفا در حوزهي فرهنگ و هنر كار كند خيليخيلي كم است.
من معتقدم چنانكه ما روي حوزهي اقتصاد تمركز كرديم، اگر نشرياتي هم بتوانند روي حوزهي اجتماع يا فرهنگ و هنر متمركز شوند و به صورت تخصصي كار كنند موفق خواهند بود.
• براي داشتن خبرنگاران متخصص در حوزههاي مختلف چه پيشنهادي داريد؟
به نظر من بايد نهادهايي مثل خانهي مطبوعات در اين زمينه سرمايهگزاري و فعاليت كنند؛ مثلا با برگزاري دورههاي آموزشي. بعد هم خودِ نشريات به جاي اينكه شبيه هم باشند از اين وضع فاصله بگيرند و در حوزهها به صورت تخصصي كار كنند. اگر اين كار را بكنند، با تعاملي كه بين خانهي مطبوعات با بحث آموزشش و نشريات با سوقدادن خبرنگاران به سمت توليد آثار تخصصي و بومي به وجود ميآيد، در چند سال آينده رشد خوبي خواهيم داشت. خبرنگاراني خواهيم داشت كه بتوانند در حوزهي تخصصيشان به دقت كار كنند و ظرايف و مسايل و چالشهاي موضوع را به صورت جزيي مد نظر و مورد بررسي قرار دهند.
• شما به صورت تخصصي روي حوزهي اقتصاد تمركز كردهايد كه موضوعات و مسايل خاص و در نتيجه مخاطبان خاصي دارد. براي جذب مخاطب عام كه دايرهي گستردهتري هم دارد چه كردهايد؟
ما در اين زمينه تلاشي نكردهايم و دنبالش هم نبودهايم. اتفاقا آگاهانه خواستهايم كه نشريهاي تخصصي داشته باشيم با مخاطباني خاص. چون اينكه هم بخواهي كار تخصصي بكني و هم بخواهي عامهپسند باشي، با هم منافات دارد. اگر بخواهي مطالبي بنويسي كه عامهپسند باشد آنوقت مخاطبان متوسط و كارشناس را از دست ميدهي. البته من مشكلي با نشريهي عامهپسند ندارم اما جايگاه خودش را دارد و مد نظر ما نيست.
ما ميخواهيم نشريهاي داشته باشيم كه امكان گفتوگو بين كارشناسان را فراهم كند و اين طبيعتا عامهپسند نيست.
• يادي هم از قديمها بكنيم! الان كه رييس خانهي مطبوعات نيستيد خيالتان آسودهتر نيست؟!
خيلي آرامش دارم... ميداني؛ زماني كه آن مسئوليت را داشتم خيلي دلم ميخواست كارهايي را انجام دهم اما متاسفانه با شرايطي روبهرو شدم كه چندان مطلوب نبود. شما هر كاري بخواهي انجام بدهي نياز به هزينهكردن داري، اما ما امكانات مالي نداشتيم. خانهي مطبوعات هم نهادي است كه تا حدود زيادي وابسته به دولت است. بخش خصوصي نيست چون معتقدم كه نه مديران مسئول و نه خبرنگاران در 12-10 سال گذشته هيچ كمك مالي به آن نكردهاند. اگر به كمكهاي مالي اعضا متكي بود ميشد كارهايي كرد اما هيچوقت چنين نبوده است و بعد از اين هم بعيد ميدانم كه اين اتفاق بيفتد. در همين مجمع اخير هم كه براي انتخابات خانهي مطبوعات برگزار شد شنيدهام كلي جايزه دادهاند، ناهار دادهاند... كه شايد يكسال هزينهي ما به اندازهي همين يك جلسه نبود. بنابراين اميدوارم با كمكهاي دولتي بتوانند فعاليتهايي انجام دهند.
• به غير از مسايل مالي، چه مشكلات ديگري را بر سر راه حضور فعالانه در خانهي مطبوعات ميديديد؟
من هميشه منتظر شرايطي بودم كه حداقل حضور فعالي داشته باشم. آدم اگر خانهاي را دوست دارد معنياش اين نيست كه يا بايد رييسش باشد يا عضو هيات مديرهاش. ما به خانهي مطبوعات علاقه داريم اما خانهي مطبوعاتي كه قرار بود شكل بگيرد، با موانعي روبهرو بود كه باعث شد من نتوانم رويكرد فعالانهاي داشته باشم. علت هم اين بود كه گفتند اساسنامه تغيير كرده اما اساسنامهاي منتشر نشد، گفتند هيات اجرايي انتخابات تعيين شده اما هيچوقت هيات اجرايي را معرفي نكردند، يادداشتي نوشتم و پرسيدم هيات نظارت بر انتخابات چه كساني هستند؟ آن هم مشخص نشد و... اينها كمي باعث دلسردي من شد اما اميدوارم مشكلات را برطرف كنند. چون اگر بخواهند خانهي مطبوعات، خانهاي محبوب و پُرطرفدار باشد و اهالي مطبوعات به آن روبياورند، نبايد اين ضعفها را داشته باشد.
اميدوارم اين خانه، خانهاي براي مطبوعاتيها باشد. يكي از مهمترين مسايلي كه بايد پيگيري كند همين بحث رعايت عدالت در دادن يارانهها و توزيع آگهيهاي دولتي در بين مطبوعات است. اين خانه بايد پيگير ضابطهمند و شفاف عملكردن در اين زمينه باشد.
برگزاري جشنوارهي مطبوعات هم مهم است. متاسفانه چند سالي است كه برگزار نشده. جشنواره خيلي براي اهالي مطبوعات روحيهبخش است و به شناخت مطبوعات از خود كمك بسياري ميكند. جشنواره با معيار و ملاك درست ميتواند مشخص كند كه كار هر نشريه و هر روزنامهنگاري در چه سطحي است. بعضيها خيلي ادعا ميكنند و چون رقابتي نيست گمان ميكنند بهترينند. بايد جشنواره برگزار شود تا حُسن و عيب كارها روشن شود.
برگزاري دورههاي تخصصي آموزشي در زمينههاي مختلف هم بسيار ضروري است. خيلي از مطبوعات ما در بخشهايي مثل گرافيك و طراحي مشكلات فراواني دارند. بعضي از افراد حتي آموزشهاي ابتدايي را نديدهاند اما به عنوان خبرنگار در جلسات حضور دارند. در خصوص كارت حرفهاي خبرنگاري هم خانهي مطبوعات بايد وارد عمل شود.
• حرفي اگر مانده...
ما به خاطر مسايل و مشكلات اقتصادي كارمان، حداقلي كار كردهايم كه توانستهايم دوام بياوريم. نشرياتي بودند كه آمدند اما دوام نياوردند و رفتند، يا دائماً دستبهدست شدهاند.
از طرفي دوام بعضي از نشريات هيچ ربطي به كيفيت روزنامهنگاريشان ندارد؛ يعني آدم ميتواند روزنامهنگار به معناي واقعي نباشد اما سالها روزنامه داشته باشد؛ فقط كافي است از حمايتهاي دولتي برخوردار باشد. اما ما ميخواهيم با روزنامهنگاري به كارمان ادامه دهيم؛ يعني نشريهمان ديده شود و ارتباطمان با فعالان حوزهي كاريمان – اقتصاد و جامعه و فرهنگ- از منظر روزنامهنگاري باشد. ما الان داريم اين شرايط را كه سخت هم هست، تجربه ميكنيم. با اين حال سعي ميكنيم هرچه اقتصاديتر و حداقليتر –به لحاظ هزينههايمان- عمل كنيم تا با تعطيلي روبهرو نشويم.
مجتبي احمدي
مسجد جامع کرمان
بازی مس و تراکتورسازی تبریز
راهپيمايي 22 بهمن در کرمان