دوشنبه 17 بهمن 1390 / 14 ربيع الاول 1433 / 09:30
جستجو در اخبار
|
|
در حال جستجو در اطلاعات وب سایت لطفا صبر کنید .
|
|
|
|
|

شماره خبر : 8906123

پنج شنبه 18 شهريور 1389

09:31:24
کافيشاپهايکرمان درچندقدميحوزهيعمومي
ريشهي وجودي مکاني اجتماعي به نام «کافيشاپ» را ميتوان در چايخانهها و قهوهخانههاي قديم جستوجو کرد. براي بررسي سير تاريخياي که اين مکانها سپري کردهاند ابتدا بايد به پيشينهي قهوهخانهها پرداخت.
به روايتي در حدود 400 سال پيش در دوران صفويان، شاه طهماسب صفوي، اولين قهوهخانه را در شهر قزوين راهاندازي کرد. قهوهخانهها در آن زمان مکانِ حضوراشراف بودند و دولتيان در آنجا دور هم جمع شده و به بحث و بررسي دربارهي مسائل مختلف ميپرداختند. اما در گذر زمان اين اماکن افزايش يافته و به عموم مردم تعلق يافت.
قهوهخانهها در محل بازارها و خيابانهاي پر رفتوآمد هر شهري ايجاد ميشدند و کاربرد اجتماعي، فرهنگي و ارتباطي پيدا کردند و مردم هر محله براي صحبت کردن با يکديگر و کسب اخبار و مسائل روز در آنجا گرد هم ميآمدند. اين اخبار به صورت شفاهي از شخصي به شخص ديگر منتقل ميشد و کمکم اکثر مردم از آن باخبر ميشدند.
اين مکانها در پر کردن اوقات فراغت افراد هم نقش مهمي بازي ميکرد. معمولاً قهوهخانهها از صبح باز شده و تا شب همچنان باز و اوج شلوغي آنها عصر و نزديک غروب بود.
يکي ديگر از ويژگيهاي آنها، برگزاري مراسم و آيينهايي همچون نقاشي، شاهنامهخواني و بعضي بازيهاي قهوهخانهاي بود. بيشتر بازاريان يک محله در زمان اوقات فراغت خود در قهوهخانهها دور هم جمع شده و به گفتوگو و تماشاي مراسم قهوهخانهاي ميپرداختند. قهوهخانهها تبديل به يک وسيلهي ارتباطي شده بودند که افراد از طريق آنها به کسب اخبار و اطلاعات ميپرداختند.
زماني که بيشتر کشورهاي خاورميانه از قهوهخانههاي پررونقي برخوردار بودند، اروپاييان در سفرهاي خود به خاورميانه جذب محيطهاي قهوهخانهاي شدند و اينگونه قهوهخانهها به اروپا راه پيدا کردند. اولين قهوهخانهي اروپايي به سبک قهوهخانههاي ترک بر روي رودخانهي ونيز ايتاليا ساخته شد.
الگوهاي قهوهخانهها در اروپا رشد کرده و تبديل به کافههاي اروپايي شد. کافهها کارکردهاي متفاوتي داشتند. گاه کافهها محل تجمع انديشمندان بودند که روشنفکران در آن جا به بررسي مباحث علمي ميپرداختند. تاريخ شاهد پررونقترين کافهها در فرانسه بوده است، کافههايي که به خاستگاه انقلابهايي همچون انقلاب کبير فرانسه تبديل شدند. بسياري از انقلابهايي که در گوشه و کنار جهان صورت گرفتهاند از محافلي همچون کافهها، گالريها و محافل ادبي و هنري برخاستهاند که در آنجا طبقهي بورژوا، به بحثهاي عقلاني و منطقي و نقد جامعهي زمان خود ميپرداختند. کافهها نقش ارتباطي بسيار حساسي را نيز بر عهده داشتند و به حوزهي عمومياي براي بحث و گفتوگو تبديل شده بودند. انديشمندان علم ارتباطات، حوزهي عمومي را حد واسط بين حوزهي خصوصي و دولت ميدانند. يعني مکاني که افراد از طريق آن به گفتوگو و کسب اخبار و اطلاعات دربارهي عملکرد دولت و حکومت زمان خود ميپردازند و ميتوانند در آن عقايد اجتماعي و سياسي خود را بيان کنند. لذا اساس نقد در يک جامعهي مبتني بر اصول دموکراتيک در حوزهي عمومي شکل ميگيرد.
سالها بعد، در دوران پهلوي، ايرانياني که به اروپا سفر کرده بودند شيفتهي کافههاي آنها شدند و در برگشت به ايران، کافهها را در ايران راهاندازي کردند. با ورود کافهها به ايران، دوباره تجمعهاي اجتماعي قوي شکل گرفت و به خصوص در دهههاي 30 و 40 شمسي بيشتر روشنفکران در اين مکانها گردهم ميآمدند و کافهها علاوه بر نقش فرهنگي، ارتباطي و اجتماعي تا حدودي نقش علمي، ادبي و هنري را هم به خود گرفتند. در آن زمان، شخصيتهاي ادبي و اجتماعي بزرگي در کافهها فعاليت ميکردند.
در حال حاضر نيز اماکني مثل رستورانها و کافي شاپها تا حدودي نقش حوزهي عمومي را در سطح جامعه بازي ميکنند اما بسياري از کارکردهاي فرهنگي، هنري و ادبي را از دست دادهاند. يکي از تأثيرات اجتماعي کافههاي امروزي، پررنگتر شدن حضور زنان در جامعه است. در گذشته بيشتر مشتريان قهوهخانهها را مردان تشکيل ميدادند اما رونق گرفتن کافهها با حضور زنان در عرصهي جامعه، همزمان بود؛ و کافهها نمودي براي حضور پررنگتر زنان در جامعه شدهاند و امروزه شاهديم که تفاوت چنداني بين حضور زنان و مردان در کافيشاپها وجود ندارد.
دلايلي که براي رفتن به کافيشاپ براي افراد امروزي وجود دارد را ميتوان در چند مورد خلاصه کرد. يکي از علتهاي اساسي براي رفتن به کافيشاپ اين است که افراد دقايقي را در کنار يکديگر سپري کنند و در حين صحبت به صرف نوشيدني يا هر چيز ديگري نيز بپردازند. اما کمتر پيش ميآيد که افراد صرفاً براي صرف نوشيدني به کافيشاپ بروند و معمولاً صحبت کردن و گپزدن علت اصلي حضور در کافي شاپ است.
از طرفي در بعضي از کافيشاپها، گروه خاصي (اغلب از هنرمندان) طبق قرار مشخصي که بين آنها وجود دارد در زمان خاصي در يک کافيشاپ مشخص، گردهم ميآيند و يک مکان را به نوعي تبديل به پاتوق خود ميکنند.
گاهي اوقات برخي از افراد براي اينکه بتوانند بدون مزاحمت و به تنهايي در افکار خود غرق شوند کافيشاپ دنجي را انتخاب کرده و در آنجا خلوت ميکنند.
البته کارکردهاي ياد شده مخصوص کافيشاپها نيست و فضاهاي اجتماعي ديگري همچون نگارخانهها ميتوانند چنين کارآييهايي داشته باشند اما در نگارخانهها شايد چيزي هم صرف کنند اما خوردن جزء کارکردهاي اصلي آنها نيست و بيشترين شباهت آنها با کافهها، گفتوگوي عقلاني در آنهاست.
از کارکردهاي ياد شده در خصوص کافهها ميتوان گفت در کرمان کافيشاپها کمتر به سمت گفت وگوي عقلاني پيش رفتهاند يعني اصليترين کارکرد حوزهي عمومي که همان عقلانيت ارتباطي است کمتر در آنها ديده ميشود.
کافهها در کرمان از نظر مکاني در محلههاي اصلي شهر قرار گرفتهاند اما از نظر معماري و ساختمان، بناي آنها اغلب در موقعيتهايي مثل زيرزمين ساختمانها قرار دارد که چندان در معرض ديد همهي مردم قرار نمي گيرد. علت اين امر ممکن است برخاسته از مسائل اقتصادي و يا تحت تاثير کارکرد آنها باشد. ديدگاه عمومي در کرمان هنوز کافهها را محلي براي گفتوگوي عقلاني نميداند. دليل اين موضوع را ميتوان در اين مسئله ديد که نياز به گفتوگوي عقلاني در ميان مردم زياد احساس نميشود. هنوز بسياري مباحث به سطح عمومي جامعه راه پيدا نکرده است و بخصوص براي جوانان کرمان آن قدر مهم نشده است که بخواهند زماني از وقت خود را به آنها اختصاص داده و به صورت جمعي به بحث و بررسي بپردازند. البته کافههاي کرمان تا تبديل شدن به يک حوزهي عمومي واقعي، فاصلهي چنداني هم ندارند و در آيندهاي نه چندان دور شاهد تبديل شدن آنها به پاتوقهاي علمي که در آنها گفتوگوي عقلاني صورت ميگيرد خواهيم بود.
نجیبه خواجه پور
بازی مس و سایپا
برپايي هفتمين نمايشگاه قرآن کريم در کرمان
باغ شاهزادهي ماهان
راهاندازي جمعه بازار خودرو در کرمان