دوشنبه 17 بهمن 1390 / 14 ربيع الاول 1433 / 09:14
جستجو در اخبار
|
|
در حال جستجو در اطلاعات وب سایت لطفا صبر کنید .
|
|
|
|
|

شماره خبر : 8904116

سه شنبه 22 تير 1389

10:10:11
از افراط تا تفريط!
يکي از بيماريهاي اجتماعي که معلوم نيست از کجا به فرهنگ ما رخنه کرده است افراط و تفريط است. افراط و تفريط مرزي نميشناسد و قباي طبقهي خاصي را هم بر تن نميکند. چون بهاري ميآيد و چون خزاني ميرود. از خانواده به کودکان سرايت ميکند و اين دور باطل ادامه مييابد.
نمونهاي از آن در عالم سياست، چپروي و راستروي افراطي است. مائو رهبر انقلاب چين روزگاري گفته است چپروي و راستروي افراطي دو روي يک سکه هستند. تاريخ مشروطيت ايران هر برگش دفتري از افراط و تفريط است.
روزي که محمدعليشاه جلاد، سرشکسته و مغموم به سفارت روس پناه برد و سنگينترين رسوايي را براي خاندان قاجار خريد؛ گروهي چنان راه افراط پيمودند که خسارت زيادي را متحمل شدند. ميرزا کوچکخان هم تاوان بسيار سنگين و خونيني را در افراط و تفريط ياران خود پرداخت.
از سياستهاي دوران مشروطيت که بگذريم در زندگي عادي مردم کرمان هم آثار اين بيماري فراوان به چشم ميخورد. پسري به خواستگاري ميآيد. خانوادهي داماد و عروس راه افراط در پيش ميگيرند. توان تفکر را از هر دو ميگيرند. خانوادهي داماد محبت کردن به عروس را به افراط ميکشانند. داماد و عروس که تا ديروز در پشت ميزهاي دانشکده از سرد و گرم روزگار بيخبر بودند ناگهان احساس ميکنند از مردمک چشم عزيزتر هستند. مهماني پشت مهماني، دعوت به دنبال دعوت هر جا که ميروند قدر ميبينند و به صدر مينشينند. عروس اگر به چپ اتاق نگاه کند چند نفر به آن سو ميروند و اگر داماد عطسهاي از فشار خستگي بزند دهها نسخه برايش ميپيچند و داروهاي گياهي به ناف او ميبندند. پولهاي پاتختي و گاهي وامهاي ازدواج و دعوتهاي پي در پي واقعيت عريان زندگي را از آنها پنهان ميکند. اما ناگهان اين طشت افراط از بلندي سقوط ميکند و آن سوي سکه با نام تفريط رخ مينمايد و از پرده برون ميآيد. لبخندها ناگهان محو ميشود و اخمها ظاهر ميشود. ساز گله و قصه آغاز ميشود؛ آنهم براي زوج جواني که تجربهاي از افراط و تفريط ندارند دعوتها تمام ميشود. هر چه وضع مالي و اقتصادي عروس و داماد بدتر شود؛ تفريط در بيمحبتي سير صعودي ميگيرد. عروس و داماد ناگهان که تا ديروز در سرود جانم و قربانت برم شنا ميکردند خود را تنها مييابند. اگر بدشانسي بياورند و عروسي ديگري برپا شود؛ ديگر نو به بازار آمده است و کهنه دل آزار است.
افراد فاميل که قبل از مراسم ازدواج، عروس را بيهمتا و داماد را بينظير معرفي ميکردند حال آنها را تافتهي جدا بافتهاي ميدانند که آسمان سوراخ شده است و فرود آمدهاند. ناگهان صد و هشتاد درجه تغيير ميکنند و دفتر گله و قصه از هر دو را باز ميکنند. ضعفهاي کوچک داماد را بزرگ ميکنند و رفتارهاي کودکانهي عروس را به پاي زرنگي او محسوب مي کنند تا آتش نزاع مشتعل شود. افراط و تفريط در محبت و دشمني چون قرباني خود را گرفت خاموش ميشود و همه تماشاگر ميشوند تا تئاتري که خود کارگرداني کردهاند؛ ببينند.
در آموزش و تربيت کودکان هم افراط و تفريط خانوادهها غوغا ميکند. يک روز از پزشکي و نمره بيست پا پايينتر نميگذارند و روز ديگر درس خواندن را بيفايده معرفي ميکنند.
اگر کودکان در خانواده پرهيز از افراط و تفريط را به طور عيني از پدر و مادر ياد بگيرند و آثار آن را در جامعه ببينند بيشک خود روزي مجري آن ميشوند.
افراط و تفريط تنها از جانب فرد نيست. گاهي اعمال قانون توسط کارکنان دولت هم با افراط و تفريط همراه ميشود و نميتواند فرهنگ رفتاري درست را نهادينه سازد. براي مثال اگر نقض قانون راهنمايي و رانندگي هميشه با جريمه همراه باشد؛ پس از مدتي احترام به قوانين تبديل به فرهنگ ميشود. اما اگر در دايرهي افراط و تفريط تغيير جهت دهد نميتواند رفتاري درست را به ارمغان آورد. سعدي انديشمند بزرگ گفته است:
خشم بيش از حد گرفتن، وحشت آرد و لطف بيوقت، هيبت ببرد نه چندان درشتي کن که از تو سير گردند و نه چندان نرمي که به تو دلير شوند.
درشتي و نرمي بهم در بهست
چو رگزن که جراح و مرهم نهست
درشتي نگيرد خردمند پيش
نه سستي که نازل کند قدر خويش
پينوشت:
1- سعدي – گلستان – محمدعلي فروغي- ص 191 – نشر اقبال – چاپ چهارم – سال 75
میرسید عباس روحالامینی
بازی مس و سایپا
برپايي هفتمين نمايشگاه قرآن کريم در کرمان
باغ شاهزادهي ماهان
راهاندازي جمعه بازار خودرو در کرمان