جستجو در اخبار
کلمه :
بخش :
از تاريخ : تا تاريخ :

...

شماره خبر شماره خبر : 881240
تاریخ انتشار چهارشنبه 5 اسفند 1388
ساعت انتشار 10:53:22


نگاهی به پدیده‏ی طلاق عاطفی
زناشويي خاموش

«ما فقط برای حفظ آبروی فرزندانمان جلوی مردم، با هم خوب حرف می‏زنیم و یا در جمع با هم شرکت می‏کنیم. به عبارتی نقش بازی می‏کنیم و در واقع هیچ احساس و علاقه‏ای به هم نداریم. تنها دو سال اول زندگی و قبل از بچه‏دار شدن، به هم ابراز محبت می‏کردیم. اما بعد از تولد فرزندانمان، همسرم دیگر به من ابراز عشقی نکرد، انگار با تولد آن‌ها همه‏ی رابطه‏ی عشقی ما پایان یافت. اصلاً نمی‏توانم باور کنم که روزگاری عاشقانه یکدیگر را دوست داشتیم. راستش او همیشه درگیر بچه‏هاست. در خانه به آرایش و وضعیت ظاهری خود اهمیت نمی‏دهد و به من و احساسم هیچ توجهی ندارد. تنها به مهمانی می‏رود و بیشتر وقت خود را با دوستان و خانواده‏اش می‏گذراند. از صبح تا شب کار می‏کنم، اما حتی بعد از کار و خستگی زیاد هم، رغبتی به رفتن به خانه ندارم و از زندگی لذت نمی‏برم. چند سالی است که هیچ حرفی برای گفتن با هم نداریم، اتاق خواب ما از هم جداست و فقط برای اطلاع از امور خانه و فرزندان، با هم حرف می‏زنیم. بارها در این مورد با هم صحبت کرده‏ایم، اما کار به مشاجره کشید. از این وضعیت خسته شدم و فقط به خاطر بچه‏هاست که ماندم. هر وقت ازدواج کنند و سر و سامان بگیرند، به این زندگی سرد و بی‏روح خاتمه می‏دهم.»
با تعجب و سختی حرف‏هایش را باور می‏کنم. برای من و همه‏ی کسانی که از دور نظاره‏گر زندگی آن‌ها بودیم، روابط آن‌ها الگو و نمونه بود؛ نمونه‏ای از احترام، درک متقابل و زندگي آرام بدون هیچ درگیری و برخوردی. همه چیز خوب و مرتب به نظر می‏رسید. غافل از اینکه آن‌ها هیچ حرفی برای گفتن با هم ندارند و فقط با هم در یک خانه و زیر یک سقف زندگی می‏کنند. با هم غذا می‏خورند، با هم کار می‏کنند، با هم مسافرت می‏روند و ظاهراً به هم احترام می‏گذارند، اما در اصل دو انسان بیگانه، بی‏تفاوت و بی‏احساس نسبت به یکدیگر هستند و هر کدام سرگرم زندگی و مشکلات خود مي‌باشند؛ مثل دو هم‏خانه، دو همسایه. زندگی آن‌ها «مسالمت‏آمیز» است و فقط «به خاطر بچه‏ها».
زناشويي خاموش
شاید شما هم با زن و شوهرهایی برخورد کرده باشید که بعد از یک عمر زندگی مشترک به ظاهر خوب، ناگهان از یکدیگر جدا می‏شوند و یا بدون جدایی با شخصی دیگر پیوند عاطفی برقرار می‏کنند. وقتی هم علت را جویا می‏شوید، پی می‏برید که علاقه، عشق و عاطفه‏ بین آن‌ها از بين رفته است و در تمام این سال‏ها، زندگی عاری از احساس و عاطفه‏ای داشتند.
باید گفت ازدواج یک مرحله از زندگی است که اگر بر اساس معیارهای صحیح و اصولی صورت گیرد و بعد از آن با تدابیر هوشمندانه و هوشیارانه‏ی زن و مرد، هدایت شود، موجب آرامش و آسایش و نیز فرزندان می‏‌گردد. ازدواج موفق و نیز حفظ روابط عاشقانه و محبت‏آمیز، منجر به تشکیل خانواده‏های آرام و سالم و بروز استعدادها،  شکوفایی و سلامت افراد خانواده و در نهایت جامعه می‏شود.
اما ازدواج ناآگاهانه و با تکیه بر معیارهای غلط و احساسی و توجه به ظاهر به جای اخلاق و معیارهای صحیح، همراه با عدم توانایی طرفین در حل مشکلات و مسائل، عدم آشنایی با مهارت‏های ارتباطی و زندگی و نیز عدم ابراز عشق و علاقه‏ی زن و شوهر به یکدیگر باعث می‏شود به تدریج احساس، محبت و عاطفه که لازمه‌ي یک ارتباط صمیمی و عاشقانه‏ی پایدار در نظام زناشویی است، از دست برود و خانه تبدیل به یک محیط متشنج شود.
در این خانه و در این نوع روابط، زن و مرد در پی تلافی و انتقام از یکدیگر هستند و برای آزار یکدیگر، عواطف خود را به خصوص در هنگام نیاز دیگری، از هم دریغ کرده و از هم روی برمی‏تابند و به جای حل مشکلات و گفتگوی سازنده، در مرحله‌ي اول به مجادله و بحث غير منطقي مي‌پردازند و بعد از آن وارد مرحله‏ی بی‏تفاوتی، بی‏اعتنایی و سردی نسبت به یکدیگر می‏شوند.
این همسران بدون هیچ‏گونه تبادل احساس و عاطفه‏ای و بدون طلاق رسمی به دلایلی نظیر وجود فرزند، ترس از مطلقه‏شدن و تنهایی و عدم استقلال مالی، از لحاظ روحی و روانی از یکدیگر جدا مي‌شوند، اما در زیر یک سقف و در بعضی موارد در خانه‏های جدا از هم زندگی می‏کنند و از عواطف و حالات روحی روانی یکدیگر بی‏خبر شده و دچار طلاق عاطفی می‏شوند.
در طلاق عاطفی که جدایی عاطفی، طلاق خاموش و یا زناشویی خاموش هم نامیده می‏شود، عشق و عاطفه، هر روز کمرنگ‏تر شده و زن و شوهر از هم دورتر می‏شوند. این نوع طلاق که در هیچ دفتری ثبت نمی‏شود، به همان اندازه‏ی طلاق رسمی و شرعی، زیان‏بار و مخرب است و آسیب‏های روحی و روانی زیادی به زن و مرد و اعضای خانواده وارد می‏کند و گاهی اوقات زمینه‏ِی بسیاری از کجروي اجتماعی را فراهم می‏نماید. علي‌رغم اينکه نمي‌توان آمار دقيقي از اين نوع طلاق در جامعه تهيه کرد، اما کارشناسان معتقدند به دليل نبود مهارت‌هاي لازم براي حل مشکلات و اختلافات خانوادگي و نيز عدم آگاهي از مهارت‌هاي زندگي و همچنين ازدواج‌هاي ناآگاهانه، پديده‌ي طلاق عاطفي رو به افزايش است.
نگاه دين به زندگي مشترک و ايجاد مودت و رحمت در آن
حجت‌الاسلام و المسلمين سعادت‌فر از اساتيد حوزه عقيده دارد براي جلوگيري از سردي روابط و سردي‌هاي عاطفي در زندگي زناشويي، ابتدا بايد به حکمت ازدواج توجه نمود که توجه به آن، نه تنها سردي را برطرف مي‌کند، بلکه ايجاد مودت و رحمت هم مي‌نمايد. قرآن کريم در اين رابطه مي‌فرمايد: «و من آياته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا اليها و جعل بينکم موده و رحمه ان في ذالک لايات لقوم يتفکرون: از آيات الهي اينکه از جنس خود شما براي شما همسراني آفريد.» سوره‌ي روم
در اين آيه‌ي شريفه راز اصيل ازدواج اطفاي نائره شهوت قرار داده نشده بلکه از ايجاد آرامش و سکونت خبر داده و اصالت را در ايجاد اين آرامش به زن داده و او را در اين امر مهم، اصل دانسته است و مرد را مجذوب مِهر زن معرفي مي‌نمايد.
 در اينجا توجه به اين نکته ضروري است که هر جا نقص باشد، اضطراب و نگراني وجود دارد و زماني که نقص برطرف گردد، جاي آن را سکونت مي‌گيرد. بنابراين از اين آيه چنين استفاده مي‌شود که زن و مرد هر کدام به تنهايي ناقص هستند و با ازدواج اين نقصان برطرف مي‌شود. بنابراين هر کدام از زن و شوهر بايد همسر خود را مکمل خود بداند، چون سبب برطرف شدن نقص او گرديده است.
 انسان، مکمّل و معلم خود را دوست دارد و رسيدن به اين مطلب از طريق تفکر به دست مي‌آيد. لذا در آيه‌ي کريمه مي‌فرمايد: «ان في ذلک لآيات لقوم يتفکرون» بنابراين چيزي را که خداي سبحان نشآن‌هاي براي اهل فکر قرار داده غير از گرايش غريزه‌ي نر و ماده است که در حيوانات هم موجود مي‌باشد.
حجت‌الاسلام سعادت‌فر مي‌گويد: در قرآن کريم از گرايش شهوي حيوانات به عنوان آيه‌ي الهي ياد نشده است بلکه سکونت، مودت و رحمتي که در سايه‌ي ازدواج پيدا مي‌شود آيه‌اي از آيات الهي مي‌باشد، بنابراين اگر زن و مرد زندگي زناشويي خود را با اين ديدگاه شروع نمايند، نه تنها زندگي آن‌ها رو به سردي نمي‌گرايد بلکه روز به روز مودت و رحمت آن‌ها بيشتر مي‌شود و اين سکونت اختصاصي به اوايل زندگي ندارد. چه بسا هر چه زندگي طولاني‌تر شود، محبت هم بيشتر مي‌گردد. وي مي‌افزايد: شايد يکي از علل گرايش به سردي اين باشد که شخص، ازدواج را اطفاي نائره‌ي شهوت مي‌داند و به همين دليل بعد از خاموش شدن، ديگر انگيزه‌اي براي ماندن و محبت نمودن ندارد؛ همان گونه که در حيوانات مشاهده‌ مي‌گردد.
خاموشي زود هنگام عشق‌هاي آتشين
دکتر سیما فردوسی روان‌شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران، طلاق عاطفی یا زناشویی خاموش را این‌گونه توصیف می‏کند: زن و شوهرهایی هستند که سال‏ها با یکدیگر زندگی می‏کنند، ولی هیچ‏گونه عشق و محبتی بین آن‌ها رد و بدل نمی‏شود و یا اصلاً وجود ندارد. همچنین بین آن‌ها ارتباط کلامی و عاطفی برقرار نمی‏شود و تنها به خاطر مسائلی مانند وجود فرزندان، ترس از مطلقه‏شدن و یا تنهایی با هم زندگی می‏کنند.
زندگی آن‌ها در حالی ادامه می‏یابد که اصلاً رضایت زناشویی که عبارت است از احساس خشنودی و لذت‏بردن از روابط عاطفی و فیزیولوژیک، وجود ندارد و آن‌ها دچار روابط سرد و دور از هرگونه عاطفه و احساسی هستند که این نوع رابطه اصطلاحاً طلاق عاطفی یا جدایی عاطفی نام دارد.
فردوسی عقیده دارد عشق‏های آتشین، بچه‏گانه و زودگذر که یک دفعه به وجود می‏آیند، ناگهانی شعله‏ور می‏شوند و طی آن، فرد شب و روز به دیگری فکر می‏کند، عشق‏هایی هستند که دوام ندارند و به دلیل اینکه بر اساس ملاک و معیارهای صحیح بنا نشده‏اند، به سرعت فروکش می‏کنند و خاموش می‏شوند.
وي در ادامه‌ي گفته‌هايش تأکيد مي‌کند طلاق عاطفی، مسئله‏ای نیست که یک‏باره به وجود آمده باشد، بلکه این ازدواج از ابتدا و از پایه بد بوده و اشکال داشته و حالا بعد از ازدواج و فروکش کردن آن عشق آتشین اولیه، این سردی به وجود آمده است.
تنهايي و سکوت سرد خانه‌هاي روي آب
«من و او، از دو فرهنگ متفاوت با یک عشق آتشین با هم آغاز کردیم. همیشه فکر می‏کردیم آن قدر عاشق یکدیگر هستیم که هیچ مانع و سدی نمی‏تواند مانع خوشبختی ما شود. آن موقع تفاوت فرهنگی، تحصیلی و اجتماعي ما، با عشق حل می‏شد، اما بعد از ازدواج، بر سر کوچک‌ترین مسئله‏ای با هم دعوا می‏کردیم و نمی‏توانستیم با هم به تفاهم برسیم.
 راستش را بخواهید آن قدر دعوا و مرافعه کردیم که دیگر خسته شدیم و ترجیح دادیم کمتر با هم حرف بزنیم تا کمتر جنگ کنیم. فکر می‏کردیم با اين روش، اعصاب هر دوی ما راحت‏ و مشکلاتمان کمتر می‏شود. اما متاسفانه روز به روز روابط ما سردتر شد. تازگی‏ها احساس می‏کنم، «ایمان» با زن دیگري حرف می‏زند و رابطه دارد. اصلاً به من اهمیت نمی‏دهد و بعضی شب‏ها به خانه نمی‏آید. در حال حاضر منم و تنهایی و سکوت سرد این خانه.»
از دیگر دلایل طلاق‏های عاطفی ازدواج بر پایه‏ِ‌ي معیارهای اشتباه و احساسات تند و زودگذر و نیز عدم آشنایی با مهارت‏های ارتباطی زندگی و عدم توانایی طرفین در حل مسائل و مشکلات است.
بعضي افراد زمانی که باید دست به انتخاب همسری بزنند که با آن‌ها هم‌خوانی داشته و هم‌کفو باشد تا بتوانند یک عمر با هم در آرامش زندگی کنند، فقط به احساسات خود توجه کرده و بعد از پسندیدن ظاهر، به جای تعمق، آزمودن فرد و تحقيق در خصوص خصوصیات اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی وی و نیز به جای دیدن واقعیت‏ها، خآن‌های با ستون‏های سست بر روی آب بنا می‏کنند. آن‌ها به جای اینکه چشم خود را قبل از ازدواج باز کنند و بعد از آن ببندند، قبل از ازدواج چشم برروی مشکلات و عدم سنخیت‏ها می‏بندند و بعد از ازدواج آن را باز می‏کنند و نيز به جای آنکه مسائل و مشکلات خود را به طرز صحیحی با یکدیگر در میان بگذارند و به دنبال حل صحیح آن‌ها باشند و در این راه از گذشت و ایثار نیز بهره بگیرند، بر سر هر مسئله‏ی جزئی با هم مجادله و مقابله به مثل می‏کنند.
 آن‌ها به جای استفاده از مهارت‏های کلامی و ارتباطی و گفتگوی سالم برای حل اختلافات، سعی می‏کنند تا حد ممکن از یکدیگر کم نیاورند و به خوبي از عهده‌ي طرف مقابل خود برآيند که این باعث می‏شود کينه و رنجش‏ در دل طرفين انباشته شود و همه‏ی محبت و علاقه، جای خود را به کینه و دلخوری بدهد.
به همین دلیل است که امروزه با افزایش آمار طلاق‏های رسمی و نيز طلاق‏های عاطفی که گاه بیشتر از طلاق رسمی هستند، نیاز به آموزش انتخاب صحیح همسر، آموزش مهارت‏های زندگی، نیاز به حل مشکلات و مسائل درون خانواده و با هم، پرهیز از پیش‏داوری و تصمیم‏گیری بر اساس تصورات خود و آشنایی با روان‏شناسی و تفاوت‏های زن و مرد، ضروری می‏شود و همه‏ی اقشار جامعه موظف به بالابردن سطح آگاهی افراد خانواده و اطرافیان خود در این خصوص می‏گردند.
حسرت يک جمله‌ي عاشقانه
مينو افسرده و غمگين مي‌گويد: «وقتی خسته از محل کارم به خانه می‏آیم، تازه، سامان‏دادن به بچه‏ها و رسیدگی به امور زندگی شروع می‏شود. از صبح تا شب کار می‏کنم به امید آنکه شب هنگام وقتي همسرم به منزل می‏آید با گفتن خسته نباشید به درد دل‏های من گوش کند، دغدغه‏هایم را بشنود و با من همدلی و هم‌فکری کند. اما شوهرم وقتی می‏آید، خسته است و حوصله‌ي حرف زدن و یا شنیدن حرف‏های مرا ندارد و هیچ اظهار محبتی به من نمی‏کند. باور کن حسرت یک جمله‏ی عاشقانه و اظهار عشق بر دلم مانده است. او اظهار عشق و علاقه را فقط مختص دختر و پسرهای جوانی که تازه با هم آشنا شده‏اند و یا دوران نامزدی می‏داند. او نه تنها ابراز محبت در حضور فرزندان را زشت و ناپسند می‏داند، بلکه در تنهایی و خلوت هم این کار را نمی‏کند و معتقد است بعد از ازدواج نیازی به اين کار نیست و همین که من برای رفاه شما تلاش می‏کنم، یعنی دوستتان دارم. احساس می‏کنم همدل و همدردی ندارم. تنهایم تنهای تنها.
خانه‏ی ما سرد و بی‏روح است و من آن را دوست ندارم.»
بعضی خانواده‏ها ابراز کلامي عشق و علاقه‌ي زن و شوهرها به يکديگر را به خصوص در حضور فرزندان غير مجاز و حرام می‏شمارند. در حالی که اين امر نه تنها غير مجاز و حرام نيست بلکه با رعايت موازين شرعي و اخلاقي مجاز و حلال است و در روايات متعددي نيز به آن توصيه شده است و به عنوان مثال  رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) مي‌فرمايد: «هر گاه ايمان بنده‌اي زياد گردد، به همسرش بيشتر اظهار محبت مي‌کند».(1)
بنابراين کودکان و فرزندان اگر روابط عاطفی و ابراز محبت کلامي والدین خود به یکدیگر را ببینند، می‏آموزند که چگونه به همسر آینده‏ی خود مهر بورزند و کانون خانواده‏ی خود را گرم کنند.
شاید ریشه‏ی بسیاری از طلاق‏ها که علت آن‌ها عدم تفاهم، مشکلات اقتصادی و مالی عنوان می‏شود، مسئله‏ی طلاق عاطفی، عدم ابراز عشق و علاقه و خساست عاطفی افراد نسبت به یکدیگر است.
ازدواج‌هاي تحميلي و سردي روابط
«اشک‏های چشمانش مجالی برای حرف زدن به او نمی‏دهد. بریده بریده می‏گوید: «وقتی بهمن به خواستگاری‏ام آمد، خیلی خوشحال شدم. همه چیز ظرف یک ماه انجام شد و من دلیل آن همه عجله را علاقه‏ِی بهمن و دلیل کم‏صحبتی‏هایش را حجب و حیای او می‏پنداشتم. تا اینکه ازدواج کردیم. بعد از ازدواج، رفتار بهمن آن‌قدر سرد و بی‏تفاوت بود که اطرافیان نیز به آن پی بردند. وقتی هم که علت این سردی را جویا شدم، با راحتی و خونسردی گفت: چون هیچ علاقه‏ای به تو ندارم. من عاشق شخص دیگری بودم و بارها به خواستگاری‏اش رفتم، اما او مرا نپذیرفت. خانواده‏ی من هم برای اینکه او را فراموش کنم، تو را برای من در نظر گرفتند و خیلی زود مراسم عقد و عروسی را برگزار کردند. در حال حاضر هم هیچ علاقه‏ای به تو ندارم و هنوز هم او را دوست دارم.»
هق‎‏هق گریه‏اش دیگر اجازه‏ی حرف‏زدن به او نمی‏دهد.
ازدواج‏های تحمیلی و ازدواج‏هایی که بدون تحقیق در خصوص گذشته‏ی افراد صورت می‏گیرد، معمولاً ناکامی‏های عاطفی را در بردارند و به طرف مقابل و فرزندان احتمالی، ضربه‏های جبران‏ناپذیری وارد می‏کنند. بنابراین ازدواج باید با دوست‏داشتن منطقی و بر پایه‏ی معیارهای صحیح و بدون اجبار صورت گیرد.
به عقیده‏ی کارشناسان طلاق عاطفی به هر دو طرف (زن و مرد) به يک نسبت مساوي آسیب می‏رساند. زیرا رابطه‏ِی زناشویی یک رابطه‏ی متقابل است و سهم زن و شوهر در کیفیت و رضایت‏مندی از این روابط یکسان است. کارشناسان مي‌گويند: با توجه به اینکه تعاملات و ارتباط زناشویی تحت تاثیر عوامل مختلف و پیچیده‏ای است که در سطح جامعه عمومیت دارد، بنابراين نمی‏توان جدایی یا طلاق عاطفی را مختص قشر خاصی از جامعه دانست. اما می‏توان گفت که درصد وجود آن در قشرهای مختلف جامعه بر اساس پارامترهایی مثل سطح جایگاه اجتماعی، میزان تحصیلات، میزان رفاه اقتصادی و اجتماعی، فرهنگ و آداب و رسوم متفاوت می‏باشد.
زن و مرد بر اساس تفاوت جنسیتی که دارند، دارای سطوح مختلفی از عواطف و احساسات هستند و چون طلاق عاطفی همان طور که از معنی این کلمه پیداست، در رابطه با عواطف و احساسات انسآن‌هاست، بنابراين آسيب‌هاي زيادي  در زمينه‌هاي روحي، رواني، جسمي، اجتماعي و روابط خانواگي و شغلي به وجود مي‌آورد. در اين نوع روابط زنان به دليل داشتن روابط اجتماعي کم‌تر، محدوديت‌هاي خانوادگي و عرفي و شرعي و نيز نداشتن استقلال مالي آسيب‌ بسياري مي‌بينند و مردان نيز عصبي و آسيب پذير شده و ابتکار عمل و کارآيي آن‌ها در اجتماع به شدت کم مي‌شود.
رواج بي‌رحمي‌هاي عاطفي در بين کودکان خانه‌هاي سرد
سيما فردوسي علاوه بر آسيب‌هايي که در اين نوع روابط به زن و مرد وارد مي‌شود به آسيب‌هايي که گريبانگير فرزندان اين خانواده‌ها مي‌گردد، نيز اشاره مي‌کند و مي‌گويد: گاهي اوقات با افرادي برخورد مي‌کنيم که مهربان نيستند، محبت ندارند و به اصطلاح گفته مي‌شود سنگدل هستند. تحقيق و ريشه‌يابي در گذشته‌ي اين افراد نشان مي‌دهد که آن‌ها در خانواده‌اي که هيچ محبت و عاطفه‌اي نبوده رشد کرده و شاهد کتک‌کاري، دعوا، ناسزاگويي و بي‌اعتنايي والدين خود با يکديگر بوده‌اند. در نتيجه اين افراد که حاصل تربيت اين خانواده‌ها هستند، بي‌اعتنايي، بي‌محبتي و بي‌حرمتي را ياد مي‌گيرند و آن را اعمال مي‌کنند. در واقع اين پدر و مادرها الگوهاي بسيار بدي براي فرزندان مي‌شوند.
سيما فردوسي معتقد است که بچه‌ها دوست دارند در يک محيط امن زندگي کنند. اما در خانواده‌هايي که دچار طلاق عاطفي هستند، محيط خانه امن نيست و اين عدم امنيت براي فرزندان، بسيار بد و آسيب‌زا است. آن‌ها وقتي بي‌اعتنايي و بي محبتي را مي‌بينند و بي‌رحمي‌هاي عاطفي را تجربه مي‌کنند، خود نيز بي‌محبت و بي‌رحم و قسي القلب مي‌شوند
و اگر در آينده در زندگي دچار مشکلات زناشويي شوند، به جاي حل منطقي و صحيح مسئله، روش‌هاي اشتباه خانواده را در پيش مي‌گيرند. زيرا ياد نگرفته‌اند که چگونه محبت کنند، اما ياد گرفته‌اند که در کنار هم زندگي کنند، ولي به هم بي‌اعتنا باشند.
رابطه‌ي مرده‌ي خود را احيا و ترميم کنيد
اين دکتر روان‌شناس و عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي تهران به کساني که ازدواج نکرده‌اند، توصيه مي‌کند که روي ملاک‌ها و معيارهاي صحيح ازدواج کار و برنامه ريزي کنند و بر طبق آن‌ها، انتخابي آگاهانه و صحيح داشته باشند تا بعد از ازدواج به خاطر داشتن تفاهم، هر روز علاقه و عشق بيشتري نسبت به هم پيدا کنند و به افرادي که ازدواج کرده‌اند و به هر دليلي دچار طلاق عاطفي شدند نيز توصيه مي‌کند که سطح توقعات و انتظارات خود را پايين بياورند و کم کنند.
بعد از آن سعي نمايند که دوباره احياي محبت کنند. به اين طريق که از اول شروع نمايند و مثل روزهاي اولي که با هم آشنا شدند، انتظاراتشان را به هم بگويند. هر کدام از آن‌ها به صورت انفرادي تغييراتي در خود به وجود آورد. يعني اينکه با خود بگويند چه کار مي‌توانم بکنم که بيشتر مورد پسند همسرم باشم و يا چگونه رفتار کنم که او مرا قبول داشته باشد و سپس به پاسخ اين پرسش‌ها عمل کنند تا دوباره رابطه‌ي مرده‌ي خود را احيا و ترميم کنند.
راهکارهايي براي ترميم رابطه‌ي عاطفي و جلوگيري از سردي عاطفي
- هميشه قبل از آنکه به فکر اذيت و آزار يکديگر باشيد، خاطرات شيرين گذشته‌ي زندگي‌تان را به ياد آوريد و از لحظات شيريني که در کنار هم بوده‌‌ايد، ياد کنيد. زيرا که تکرار و حاضر نمودن اين خاطرات شما را به سوي حفظ رابطه‌ي عاشقانه سوق مي‌دهد، بدانيد که زندگي زناشويي براي اينکه تداوم يابد و روز به روز گرم‌تر و صميمي‌تر شود، نيازمند محبت، صميميت، مشورت، خدمت بي قيد و شرط به يکديگر، احترام متقابل، درک يکديگر و گذشت و ايثار است.
- بايد دانست همسر و شريک زندگي از بقيه‌ي افراد جدا است و به همين دليل طرز نگاه کردن و صحبت با همسر بايد به گونه‌اي جدا از روشي باشد که با ديگران به کار مي‌رود. - مي‌توان با دادن هديه‌هاي کوچک، يادداشت و پيام‌هاي زيبا، همسر را غافلگير و محبت را زياد کرد.
- اگر مسئله يا مشکلي قابل چشم پوشي است، از آن بايد بگذريد ولي اگر براي شما مهم است آن را به طرز صحيحي به همسرتان بگوييد و نگذاريد روي هم انباشته و تبديل به کينه شود.
- همسر خود را با بهترين القاب و با محبت و عشق مورد خطاب قرار دهيد، به او عاشقانه بنگريد. مقابله به مثل نکنيد، زخم زبان و طعنه نزنيد و او را تحقير نکنيد.
- همواره از قابليت‌ها و استعدادهاي او تعريف کنيد.
- با همسر خود خوش اخلاق و مهربان باشيد. زيرا به فرموده‌ي پيامبرمان، «کامل‌ترين مؤمنان کسي است که خوش اخلاق‌تر است و در ميان آن‌ها، آن کس بهتر مي‌باشد که با همسرش خوش‌رفتارتر باشد».(2)
- از ابراز عشق نهراسيد و به يکديگر عشق بورزيد. سعي کنيد در اين کار از يکديگر پيشي بگيريد. پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در اين خصوص مي‌گويد: «مرد وقتي به زنش مي‌گويد دوستت دارم اين سخن هرگز از دل او بيرون نمي‌رود»(3) و نيز امام صادق (عليه‌السلام) مي‌فرمايد: «وقتي کسي را دوست داري، اين علاقه و محبت خود را نسبت به او اظهار کن. زيرا ابراز محبت و دوستي در استحکام رفاقت و دوستي، شما مؤثر خواهد بود.» (4)
 - مسائل و مشکلاتتان را منطقي و با خودتان حل کنيد.
آبياري نهال عشق
در پايان بايد گفت: زندگي زناشويي همانند نهالي است که اگر با عنصر «عشق و علاقه» آبياري شود، تبديل به درختي تنومند و ثمره‌دار مي‌شود و اگر به آن رسيدگي نشود، بي‌ثمر شده و خشک مي‌گردد.
پي نوشت
1 – بحار، جلد 103، ص 228
2 – نهج‌الفصاحه، ص 253
3 – روابط زن و مرد يا اخلاق در خانواده، ص 101، به نقل از وسايل، ج 14، ص 10
4 – برگزيده اصول کافي، ص 229، به نقل اصول کافي، ج 4، ص459
فاطمه نخعی‏فر


نظر شما نظر شما


گزارش تصويري

آخرین اخبار کرنا