يکشنبه 16 بهمن 1390 / 13 ربيع الاول 1433 / 11:10
جستجو در اخبار
|
|
در حال جستجو در اطلاعات وب سایت لطفا صبر کنید .
|
|
|
|
|

شماره خبر : 881240

چهارشنبه 5 اسفند 1388

10:53:22
نگاهی به پدیدهی طلاق عاطفی
زناشويي خاموش
«ما فقط برای حفظ آبروی فرزندانمان جلوی مردم، با هم خوب حرف میزنیم و یا در جمع با هم شرکت میکنیم. به عبارتی نقش بازی میکنیم و در واقع هیچ احساس و علاقهای به هم نداریم. تنها دو سال اول زندگی و قبل از بچهدار شدن، به هم ابراز محبت میکردیم. اما بعد از تولد فرزندانمان، همسرم دیگر به من ابراز عشقی نکرد، انگار با تولد آنها همهی رابطهی عشقی ما پایان یافت. اصلاً نمیتوانم باور کنم که روزگاری عاشقانه یکدیگر را دوست داشتیم. راستش او همیشه درگیر بچههاست. در خانه به آرایش و وضعیت ظاهری خود اهمیت نمیدهد و به من و احساسم هیچ توجهی ندارد. تنها به مهمانی میرود و بیشتر وقت خود را با دوستان و خانوادهاش میگذراند. از صبح تا شب کار میکنم، اما حتی بعد از کار و خستگی زیاد هم، رغبتی به رفتن به خانه ندارم و از زندگی لذت نمیبرم. چند سالی است که هیچ حرفی برای گفتن با هم نداریم، اتاق خواب ما از هم جداست و فقط برای اطلاع از امور خانه و فرزندان، با هم حرف میزنیم. بارها در این مورد با هم صحبت کردهایم، اما کار به مشاجره کشید. از این وضعیت خسته شدم و فقط به خاطر بچههاست که ماندم. هر وقت ازدواج کنند و سر و سامان بگیرند، به این زندگی سرد و بیروح خاتمه میدهم.»
با تعجب و سختی حرفهایش را باور میکنم. برای من و همهی کسانی که از دور نظارهگر زندگی آنها بودیم، روابط آنها الگو و نمونه بود؛ نمونهای از احترام، درک متقابل و زندگي آرام بدون هیچ درگیری و برخوردی. همه چیز خوب و مرتب به نظر میرسید. غافل از اینکه آنها هیچ حرفی برای گفتن با هم ندارند و فقط با هم در یک خانه و زیر یک سقف زندگی میکنند. با هم غذا میخورند، با هم کار میکنند، با هم مسافرت میروند و ظاهراً به هم احترام میگذارند، اما در اصل دو انسان بیگانه، بیتفاوت و بیاحساس نسبت به یکدیگر هستند و هر کدام سرگرم زندگی و مشکلات خود ميباشند؛ مثل دو همخانه، دو همسایه. زندگی آنها «مسالمتآمیز» است و فقط «به خاطر بچهها».
زناشويي خاموش
شاید شما هم با زن و شوهرهایی برخورد کرده باشید که بعد از یک عمر زندگی مشترک به ظاهر خوب، ناگهان از یکدیگر جدا میشوند و یا بدون جدایی با شخصی دیگر پیوند عاطفی برقرار میکنند. وقتی هم علت را جویا میشوید، پی میبرید که علاقه، عشق و عاطفه بین آنها از بين رفته است و در تمام این سالها، زندگی عاری از احساس و عاطفهای داشتند.
باید گفت ازدواج یک مرحله از زندگی است که اگر بر اساس معیارهای صحیح و اصولی صورت گیرد و بعد از آن با تدابیر هوشمندانه و هوشیارانهی زن و مرد، هدایت شود، موجب آرامش و آسایش و نیز فرزندان میگردد. ازدواج موفق و نیز حفظ روابط عاشقانه و محبتآمیز، منجر به تشکیل خانوادههای آرام و سالم و بروز استعدادها، شکوفایی و سلامت افراد خانواده و در نهایت جامعه میشود.
اما ازدواج ناآگاهانه و با تکیه بر معیارهای غلط و احساسی و توجه به ظاهر به جای اخلاق و معیارهای صحیح، همراه با عدم توانایی طرفین در حل مشکلات و مسائل، عدم آشنایی با مهارتهای ارتباطی و زندگی و نیز عدم ابراز عشق و علاقهی زن و شوهر به یکدیگر باعث میشود به تدریج احساس، محبت و عاطفه که لازمهي یک ارتباط صمیمی و عاشقانهی پایدار در نظام زناشویی است، از دست برود و خانه تبدیل به یک محیط متشنج شود.
در این خانه و در این نوع روابط، زن و مرد در پی تلافی و انتقام از یکدیگر هستند و برای آزار یکدیگر، عواطف خود را به خصوص در هنگام نیاز دیگری، از هم دریغ کرده و از هم روی برمیتابند و به جای حل مشکلات و گفتگوی سازنده، در مرحلهي اول به مجادله و بحث غير منطقي ميپردازند و بعد از آن وارد مرحلهی بیتفاوتی، بیاعتنایی و سردی نسبت به یکدیگر میشوند.
این همسران بدون هیچگونه تبادل احساس و عاطفهای و بدون طلاق رسمی به دلایلی نظیر وجود فرزند، ترس از مطلقهشدن و تنهایی و عدم استقلال مالی، از لحاظ روحی و روانی از یکدیگر جدا ميشوند، اما در زیر یک سقف و در بعضی موارد در خانههای جدا از هم زندگی میکنند و از عواطف و حالات روحی روانی یکدیگر بیخبر شده و دچار طلاق عاطفی میشوند.
در طلاق عاطفی که جدایی عاطفی، طلاق خاموش و یا زناشویی خاموش هم نامیده میشود، عشق و عاطفه، هر روز کمرنگتر شده و زن و شوهر از هم دورتر میشوند. این نوع طلاق که در هیچ دفتری ثبت نمیشود، به همان اندازهی طلاق رسمی و شرعی، زیانبار و مخرب است و آسیبهای روحی و روانی زیادی به زن و مرد و اعضای خانواده وارد میکند و گاهی اوقات زمینهِی بسیاری از کجروي اجتماعی را فراهم مینماید. عليرغم اينکه نميتوان آمار دقيقي از اين نوع طلاق در جامعه تهيه کرد، اما کارشناسان معتقدند به دليل نبود مهارتهاي لازم براي حل مشکلات و اختلافات خانوادگي و نيز عدم آگاهي از مهارتهاي زندگي و همچنين ازدواجهاي ناآگاهانه، پديدهي طلاق عاطفي رو به افزايش است.
نگاه دين به زندگي مشترک و ايجاد مودت و رحمت در آن
حجتالاسلام و المسلمين سعادتفر از اساتيد حوزه عقيده دارد براي جلوگيري از سردي روابط و سرديهاي عاطفي در زندگي زناشويي، ابتدا بايد به حکمت ازدواج توجه نمود که توجه به آن، نه تنها سردي را برطرف ميکند، بلکه ايجاد مودت و رحمت هم مينمايد. قرآن کريم در اين رابطه ميفرمايد: «و من آياته ان خلق لکم من انفسکم ازواجا لتسکنوا اليها و جعل بينکم موده و رحمه ان في ذالک لايات لقوم يتفکرون: از آيات الهي اينکه از جنس خود شما براي شما همسراني آفريد.» سورهي روم
در اين آيهي شريفه راز اصيل ازدواج اطفاي نائره شهوت قرار داده نشده بلکه از ايجاد آرامش و سکونت خبر داده و اصالت را در ايجاد اين آرامش به زن داده و او را در اين امر مهم، اصل دانسته است و مرد را مجذوب مِهر زن معرفي مينمايد.
در اينجا توجه به اين نکته ضروري است که هر جا نقص باشد، اضطراب و نگراني وجود دارد و زماني که نقص برطرف گردد، جاي آن را سکونت ميگيرد. بنابراين از اين آيه چنين استفاده ميشود که زن و مرد هر کدام به تنهايي ناقص هستند و با ازدواج اين نقصان برطرف ميشود. بنابراين هر کدام از زن و شوهر بايد همسر خود را مکمل خود بداند، چون سبب برطرف شدن نقص او گرديده است.
انسان، مکمّل و معلم خود را دوست دارد و رسيدن به اين مطلب از طريق تفکر به دست ميآيد. لذا در آيهي کريمه ميفرمايد: «ان في ذلک لآيات لقوم يتفکرون» بنابراين چيزي را که خداي سبحان نشآنهاي براي اهل فکر قرار داده غير از گرايش غريزهي نر و ماده است که در حيوانات هم موجود ميباشد.
حجتالاسلام سعادتفر ميگويد: در قرآن کريم از گرايش شهوي حيوانات به عنوان آيهي الهي ياد نشده است بلکه سکونت، مودت و رحمتي که در سايهي ازدواج پيدا ميشود آيهاي از آيات الهي ميباشد، بنابراين اگر زن و مرد زندگي زناشويي خود را با اين ديدگاه شروع نمايند، نه تنها زندگي آنها رو به سردي نميگرايد بلکه روز به روز مودت و رحمت آنها بيشتر ميشود و اين سکونت اختصاصي به اوايل زندگي ندارد. چه بسا هر چه زندگي طولانيتر شود، محبت هم بيشتر ميگردد. وي ميافزايد: شايد يکي از علل گرايش به سردي اين باشد که شخص، ازدواج را اطفاي نائرهي شهوت ميداند و به همين دليل بعد از خاموش شدن، ديگر انگيزهاي براي ماندن و محبت نمودن ندارد؛ همان گونه که در حيوانات مشاهده ميگردد.
خاموشي زود هنگام عشقهاي آتشين
دکتر سیما فردوسی روانشناس و عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی تهران، طلاق عاطفی یا زناشویی خاموش را اینگونه توصیف میکند: زن و شوهرهایی هستند که سالها با یکدیگر زندگی میکنند، ولی هیچگونه عشق و محبتی بین آنها رد و بدل نمیشود و یا اصلاً وجود ندارد. همچنین بین آنها ارتباط کلامی و عاطفی برقرار نمیشود و تنها به خاطر مسائلی مانند وجود فرزندان، ترس از مطلقهشدن و یا تنهایی با هم زندگی میکنند.
زندگی آنها در حالی ادامه مییابد که اصلاً رضایت زناشویی که عبارت است از احساس خشنودی و لذتبردن از روابط عاطفی و فیزیولوژیک، وجود ندارد و آنها دچار روابط سرد و دور از هرگونه عاطفه و احساسی هستند که این نوع رابطه اصطلاحاً طلاق عاطفی یا جدایی عاطفی نام دارد.
فردوسی عقیده دارد عشقهای آتشین، بچهگانه و زودگذر که یک دفعه به وجود میآیند، ناگهانی شعلهور میشوند و طی آن، فرد شب و روز به دیگری فکر میکند، عشقهایی هستند که دوام ندارند و به دلیل اینکه بر اساس ملاک و معیارهای صحیح بنا نشدهاند، به سرعت فروکش میکنند و خاموش میشوند.
وي در ادامهي گفتههايش تأکيد ميکند طلاق عاطفی، مسئلهای نیست که یکباره به وجود آمده باشد، بلکه این ازدواج از ابتدا و از پایه بد بوده و اشکال داشته و حالا بعد از ازدواج و فروکش کردن آن عشق آتشین اولیه، این سردی به وجود آمده است.
تنهايي و سکوت سرد خانههاي روي آب
«من و او، از دو فرهنگ متفاوت با یک عشق آتشین با هم آغاز کردیم. همیشه فکر میکردیم آن قدر عاشق یکدیگر هستیم که هیچ مانع و سدی نمیتواند مانع خوشبختی ما شود. آن موقع تفاوت فرهنگی، تحصیلی و اجتماعي ما، با عشق حل میشد، اما بعد از ازدواج، بر سر کوچکترین مسئلهای با هم دعوا میکردیم و نمیتوانستیم با هم به تفاهم برسیم.
راستش را بخواهید آن قدر دعوا و مرافعه کردیم که دیگر خسته شدیم و ترجیح دادیم کمتر با هم حرف بزنیم تا کمتر جنگ کنیم. فکر میکردیم با اين روش، اعصاب هر دوی ما راحت و مشکلاتمان کمتر میشود. اما متاسفانه روز به روز روابط ما سردتر شد. تازگیها احساس میکنم، «ایمان» با زن دیگري حرف میزند و رابطه دارد. اصلاً به من اهمیت نمیدهد و بعضی شبها به خانه نمیآید. در حال حاضر منم و تنهایی و سکوت سرد این خانه.»
از دیگر دلایل طلاقهای عاطفی ازدواج بر پایهِي معیارهای اشتباه و احساسات تند و زودگذر و نیز عدم آشنایی با مهارتهای ارتباطی زندگی و عدم توانایی طرفین در حل مسائل و مشکلات است.
بعضي افراد زمانی که باید دست به انتخاب همسری بزنند که با آنها همخوانی داشته و همکفو باشد تا بتوانند یک عمر با هم در آرامش زندگی کنند، فقط به احساسات خود توجه کرده و بعد از پسندیدن ظاهر، به جای تعمق، آزمودن فرد و تحقيق در خصوص خصوصیات اخلاقی، اجتماعی و فرهنگی وی و نیز به جای دیدن واقعیتها، خآنهای با ستونهای سست بر روی آب بنا میکنند. آنها به جای اینکه چشم خود را قبل از ازدواج باز کنند و بعد از آن ببندند، قبل از ازدواج چشم برروی مشکلات و عدم سنخیتها میبندند و بعد از ازدواج آن را باز میکنند و نيز به جای آنکه مسائل و مشکلات خود را به طرز صحیحی با یکدیگر در میان بگذارند و به دنبال حل صحیح آنها باشند و در این راه از گذشت و ایثار نیز بهره بگیرند، بر سر هر مسئلهی جزئی با هم مجادله و مقابله به مثل میکنند.
آنها به جای استفاده از مهارتهای کلامی و ارتباطی و گفتگوی سالم برای حل اختلافات، سعی میکنند تا حد ممکن از یکدیگر کم نیاورند و به خوبي از عهدهي طرف مقابل خود برآيند که این باعث میشود کينه و رنجش در دل طرفين انباشته شود و همهی محبت و علاقه، جای خود را به کینه و دلخوری بدهد.
به همین دلیل است که امروزه با افزایش آمار طلاقهای رسمی و نيز طلاقهای عاطفی که گاه بیشتر از طلاق رسمی هستند، نیاز به آموزش انتخاب صحیح همسر، آموزش مهارتهای زندگی، نیاز به حل مشکلات و مسائل درون خانواده و با هم، پرهیز از پیشداوری و تصمیمگیری بر اساس تصورات خود و آشنایی با روانشناسی و تفاوتهای زن و مرد، ضروری میشود و همهی اقشار جامعه موظف به بالابردن سطح آگاهی افراد خانواده و اطرافیان خود در این خصوص میگردند.
حسرت يک جملهي عاشقانه
مينو افسرده و غمگين ميگويد: «وقتی خسته از محل کارم به خانه میآیم، تازه، ساماندادن به بچهها و رسیدگی به امور زندگی شروع میشود. از صبح تا شب کار میکنم به امید آنکه شب هنگام وقتي همسرم به منزل میآید با گفتن خسته نباشید به درد دلهای من گوش کند، دغدغههایم را بشنود و با من همدلی و همفکری کند. اما شوهرم وقتی میآید، خسته است و حوصلهي حرف زدن و یا شنیدن حرفهای مرا ندارد و هیچ اظهار محبتی به من نمیکند. باور کن حسرت یک جملهی عاشقانه و اظهار عشق بر دلم مانده است. او اظهار عشق و علاقه را فقط مختص دختر و پسرهای جوانی که تازه با هم آشنا شدهاند و یا دوران نامزدی میداند. او نه تنها ابراز محبت در حضور فرزندان را زشت و ناپسند میداند، بلکه در تنهایی و خلوت هم این کار را نمیکند و معتقد است بعد از ازدواج نیازی به اين کار نیست و همین که من برای رفاه شما تلاش میکنم، یعنی دوستتان دارم. احساس میکنم همدل و همدردی ندارم. تنهایم تنهای تنها.
خانهی ما سرد و بیروح است و من آن را دوست ندارم.»
بعضی خانوادهها ابراز کلامي عشق و علاقهي زن و شوهرها به يکديگر را به خصوص در حضور فرزندان غير مجاز و حرام میشمارند. در حالی که اين امر نه تنها غير مجاز و حرام نيست بلکه با رعايت موازين شرعي و اخلاقي مجاز و حلال است و در روايات متعددي نيز به آن توصيه شده است و به عنوان مثال رسول اکرم (صلي الله عليه و آله) ميفرمايد: «هر گاه ايمان بندهاي زياد گردد، به همسرش بيشتر اظهار محبت ميکند».(1)
بنابراين کودکان و فرزندان اگر روابط عاطفی و ابراز محبت کلامي والدین خود به یکدیگر را ببینند، میآموزند که چگونه به همسر آیندهی خود مهر بورزند و کانون خانوادهی خود را گرم کنند.
شاید ریشهی بسیاری از طلاقها که علت آنها عدم تفاهم، مشکلات اقتصادی و مالی عنوان میشود، مسئلهی طلاق عاطفی، عدم ابراز عشق و علاقه و خساست عاطفی افراد نسبت به یکدیگر است.
ازدواجهاي تحميلي و سردي روابط
«اشکهای چشمانش مجالی برای حرف زدن به او نمیدهد. بریده بریده میگوید: «وقتی بهمن به خواستگاریام آمد، خیلی خوشحال شدم. همه چیز ظرف یک ماه انجام شد و من دلیل آن همه عجله را علاقهِی بهمن و دلیل کمصحبتیهایش را حجب و حیای او میپنداشتم. تا اینکه ازدواج کردیم. بعد از ازدواج، رفتار بهمن آنقدر سرد و بیتفاوت بود که اطرافیان نیز به آن پی بردند. وقتی هم که علت این سردی را جویا شدم، با راحتی و خونسردی گفت: چون هیچ علاقهای به تو ندارم. من عاشق شخص دیگری بودم و بارها به خواستگاریاش رفتم، اما او مرا نپذیرفت. خانوادهی من هم برای اینکه او را فراموش کنم، تو را برای من در نظر گرفتند و خیلی زود مراسم عقد و عروسی را برگزار کردند. در حال حاضر هم هیچ علاقهای به تو ندارم و هنوز هم او را دوست دارم.»
هقهق گریهاش دیگر اجازهی حرفزدن به او نمیدهد.
ازدواجهای تحمیلی و ازدواجهایی که بدون تحقیق در خصوص گذشتهی افراد صورت میگیرد، معمولاً ناکامیهای عاطفی را در بردارند و به طرف مقابل و فرزندان احتمالی، ضربههای جبرانناپذیری وارد میکنند. بنابراین ازدواج باید با دوستداشتن منطقی و بر پایهی معیارهای صحیح و بدون اجبار صورت گیرد.
به عقیدهی کارشناسان طلاق عاطفی به هر دو طرف (زن و مرد) به يک نسبت مساوي آسیب میرساند. زیرا رابطهِی زناشویی یک رابطهی متقابل است و سهم زن و شوهر در کیفیت و رضایتمندی از این روابط یکسان است. کارشناسان ميگويند: با توجه به اینکه تعاملات و ارتباط زناشویی تحت تاثیر عوامل مختلف و پیچیدهای است که در سطح جامعه عمومیت دارد، بنابراين نمیتوان جدایی یا طلاق عاطفی را مختص قشر خاصی از جامعه دانست. اما میتوان گفت که درصد وجود آن در قشرهای مختلف جامعه بر اساس پارامترهایی مثل سطح جایگاه اجتماعی، میزان تحصیلات، میزان رفاه اقتصادی و اجتماعی، فرهنگ و آداب و رسوم متفاوت میباشد.
زن و مرد بر اساس تفاوت جنسیتی که دارند، دارای سطوح مختلفی از عواطف و احساسات هستند و چون طلاق عاطفی همان طور که از معنی این کلمه پیداست، در رابطه با عواطف و احساسات انسآنهاست، بنابراين آسيبهاي زيادي در زمينههاي روحي، رواني، جسمي، اجتماعي و روابط خانواگي و شغلي به وجود ميآورد. در اين نوع روابط زنان به دليل داشتن روابط اجتماعي کمتر، محدوديتهاي خانوادگي و عرفي و شرعي و نيز نداشتن استقلال مالي آسيب بسياري ميبينند و مردان نيز عصبي و آسيب پذير شده و ابتکار عمل و کارآيي آنها در اجتماع به شدت کم ميشود.
رواج بيرحميهاي عاطفي در بين کودکان خانههاي سرد
سيما فردوسي علاوه بر آسيبهايي که در اين نوع روابط به زن و مرد وارد ميشود به آسيبهايي که گريبانگير فرزندان اين خانوادهها ميگردد، نيز اشاره ميکند و ميگويد: گاهي اوقات با افرادي برخورد ميکنيم که مهربان نيستند، محبت ندارند و به اصطلاح گفته ميشود سنگدل هستند. تحقيق و ريشهيابي در گذشتهي اين افراد نشان ميدهد که آنها در خانوادهاي که هيچ محبت و عاطفهاي نبوده رشد کرده و شاهد کتککاري، دعوا، ناسزاگويي و بياعتنايي والدين خود با يکديگر بودهاند. در نتيجه اين افراد که حاصل تربيت اين خانوادهها هستند، بياعتنايي، بيمحبتي و بيحرمتي را ياد ميگيرند و آن را اعمال ميکنند. در واقع اين پدر و مادرها الگوهاي بسيار بدي براي فرزندان ميشوند.
سيما فردوسي معتقد است که بچهها دوست دارند در يک محيط امن زندگي کنند. اما در خانوادههايي که دچار طلاق عاطفي هستند، محيط خانه امن نيست و اين عدم امنيت براي فرزندان، بسيار بد و آسيبزا است. آنها وقتي بياعتنايي و بي محبتي را ميبينند و بيرحميهاي عاطفي را تجربه ميکنند، خود نيز بيمحبت و بيرحم و قسي القلب ميشوند
و اگر در آينده در زندگي دچار مشکلات زناشويي شوند، به جاي حل منطقي و صحيح مسئله، روشهاي اشتباه خانواده را در پيش ميگيرند. زيرا ياد نگرفتهاند که چگونه محبت کنند، اما ياد گرفتهاند که در کنار هم زندگي کنند، ولي به هم بياعتنا باشند.
رابطهي مردهي خود را احيا و ترميم کنيد
اين دکتر روانشناس و عضو هيئت علمي دانشگاه شهيد بهشتي تهران به کساني که ازدواج نکردهاند، توصيه ميکند که روي ملاکها و معيارهاي صحيح ازدواج کار و برنامه ريزي کنند و بر طبق آنها، انتخابي آگاهانه و صحيح داشته باشند تا بعد از ازدواج به خاطر داشتن تفاهم، هر روز علاقه و عشق بيشتري نسبت به هم پيدا کنند و به افرادي که ازدواج کردهاند و به هر دليلي دچار طلاق عاطفي شدند نيز توصيه ميکند که سطح توقعات و انتظارات خود را پايين بياورند و کم کنند.
بعد از آن سعي نمايند که دوباره احياي محبت کنند. به اين طريق که از اول شروع نمايند و مثل روزهاي اولي که با هم آشنا شدند، انتظاراتشان را به هم بگويند. هر کدام از آنها به صورت انفرادي تغييراتي در خود به وجود آورد. يعني اينکه با خود بگويند چه کار ميتوانم بکنم که بيشتر مورد پسند همسرم باشم و يا چگونه رفتار کنم که او مرا قبول داشته باشد و سپس به پاسخ اين پرسشها عمل کنند تا دوباره رابطهي مردهي خود را احيا و ترميم کنند.
راهکارهايي براي ترميم رابطهي عاطفي و جلوگيري از سردي عاطفي
- هميشه قبل از آنکه به فکر اذيت و آزار يکديگر باشيد، خاطرات شيرين گذشتهي زندگيتان را به ياد آوريد و از لحظات شيريني که در کنار هم بودهايد، ياد کنيد. زيرا که تکرار و حاضر نمودن اين خاطرات شما را به سوي حفظ رابطهي عاشقانه سوق ميدهد، بدانيد که زندگي زناشويي براي اينکه تداوم يابد و روز به روز گرمتر و صميميتر شود، نيازمند محبت، صميميت، مشورت، خدمت بي قيد و شرط به يکديگر، احترام متقابل، درک يکديگر و گذشت و ايثار است.
- بايد دانست همسر و شريک زندگي از بقيهي افراد جدا است و به همين دليل طرز نگاه کردن و صحبت با همسر بايد به گونهاي جدا از روشي باشد که با ديگران به کار ميرود. - ميتوان با دادن هديههاي کوچک، يادداشت و پيامهاي زيبا، همسر را غافلگير و محبت را زياد کرد.
- اگر مسئله يا مشکلي قابل چشم پوشي است، از آن بايد بگذريد ولي اگر براي شما مهم است آن را به طرز صحيحي به همسرتان بگوييد و نگذاريد روي هم انباشته و تبديل به کينه شود.
- همسر خود را با بهترين القاب و با محبت و عشق مورد خطاب قرار دهيد، به او عاشقانه بنگريد. مقابله به مثل نکنيد، زخم زبان و طعنه نزنيد و او را تحقير نکنيد.
- همواره از قابليتها و استعدادهاي او تعريف کنيد.
- با همسر خود خوش اخلاق و مهربان باشيد. زيرا به فرمودهي پيامبرمان، «کاملترين مؤمنان کسي است که خوش اخلاقتر است و در ميان آنها، آن کس بهتر ميباشد که با همسرش خوشرفتارتر باشد».(2)
- از ابراز عشق نهراسيد و به يکديگر عشق بورزيد. سعي کنيد در اين کار از يکديگر پيشي بگيريد. پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) در اين خصوص ميگويد: «مرد وقتي به زنش ميگويد دوستت دارم اين سخن هرگز از دل او بيرون نميرود»(3) و نيز امام صادق (عليهالسلام) ميفرمايد: «وقتي کسي را دوست داري، اين علاقه و محبت خود را نسبت به او اظهار کن. زيرا ابراز محبت و دوستي در استحکام رفاقت و دوستي، شما مؤثر خواهد بود.» (4)
- مسائل و مشکلاتتان را منطقي و با خودتان حل کنيد.
آبياري نهال عشق
در پايان بايد گفت: زندگي زناشويي همانند نهالي است که اگر با عنصر «عشق و علاقه» آبياري شود، تبديل به درختي تنومند و ثمرهدار ميشود و اگر به آن رسيدگي نشود، بيثمر شده و خشک ميگردد.
پي نوشت
1 – بحار، جلد 103، ص 228
2 – نهجالفصاحه، ص 253
3 – روابط زن و مرد يا اخلاق در خانواده، ص 101، به نقل از وسايل، ج 14، ص 10
4 – برگزيده اصول کافي، ص 229، به نقل اصول کافي، ج 4، ص459
فاطمه نخعیفر
بازی مس و سایپا
برپايي هفتمين نمايشگاه قرآن کريم در کرمان
باغ شاهزادهي ماهان
راهاندازي جمعه بازار خودرو در کرمان