«غدير روز روشن کردن حق است. روز کامل شدن دين و روز عهد و پيمان است. روز گواهي و گواهان است. روز نماياندن بنيادهاي نفاق و انکار است. روز راندن شيطان و آزمودن مردمان است و روز آشکار ساختن مقاصد پوشيده و زمينهسازيها و تمهيدهاي منافقان است.»
مولاي متقيان علي ابن ابيطالب عليه السلام بدين گونه به وصف غدير مينشيند، کسي به وصف «غدير» نشسته است که خود پرچم هميشه در اهتزاز غدير را به دست دارد و او بايد بگويد که غدير چيست و چه عظمتي دارد تا نسلهاي آينده از وراي حجاب ضخيم زمان، حقيقت را ببينند و اهل آن را بشناسند و از روز هجدهم ذيالحجه به سادگي نگذرند و آن را از سر بيتوجهي و غفلت، روزي همچون ديگر روزها نپندارند و روح و جان خود را در معرض نسيم رحمت الهي که در اين روز وزيدن ميگيرد، قرار دهند و از سرچشمهي «غدير» بنوشند که اين سرچشمه تا قيام قائم موعود عجالله فرجه همچنان جوشان خواهد ماند.
در حقيقت غدير از «حرا» آغاز شد، همان جايي که پيامبر به رسالت مبعوث و مشعل رسالت بر فراز «جبلالنور» فروزان شد. اين مشعل فروزان جلوهاي ديگر کرد که هرم آفتاب بيابان خشک و سوزان «جُحفه» در ظهر هجدهم ذيالحجه سال دهم هجري، اين تجلي را گواه شد.
در اين روز غدير خم که برکهاي کوچک در دل بيابان «جحفه» بود، افتخار ميزباني قدمهاي نوراني حضرت محمد صليالله عليه و آله را پذيرفت و به اقيانوس مواج ولايت بدل شد و سرانجام برکهي خم و صحراي سوزانش، قلهي قامت افراشتهي «جبلالنور» و غار کوچک و نوراني آن را تکميل کرد.
بدين ترتيب «نبوت» با «امامت» پيوند خورد و اين پيوند، صراط مستقيم هدايت الهي را ترسيم کرد. آري، بدين سان غدير،عيدي جهانگير شد و بر جان نشست و تا سر منزل مقصود همچون چشمهاي جوشان، مشتاقان زلال هدايت را سيراب ميکند.
غدير، عيد هدايت و عيد رستگاري امت اسلام است. امام صادق عليهالسلام از پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله روايت کرد: «روز عيد غدير خم، برترين عيدهاي امت من است،روزي است که خداوند مرا امر فرمود تا عليبن ابيطالب را به عنوان علامتي براي هدايت امتم پس از خودم، نصب نمايم. روزي است که خداوند در آن روز، دين را کامل ساخت و نعمت را بر امت من تمام نمود و بر اسلام به عنوان دين آنها رضايت داد.»
امام صادق عليهالسلام همچنين در روايت ديگري فرمود: «پيغمبر خدا صلي الله عليه و آله، اميرالمومنين عليه السلام را سفارش فرمود تا اين روز را عيد بگيرد و امام رضا عليه السلام نيز فرمود: «عيد غدير در ميان ساير عيدها، همچون ماه بين ستارگان است»
غدير، عيد امت اسلام، ميرود تا با جهانگير شدن اسلام، عيد تمامي بشريت شود تا آن روز، ديگر بار، نداي «معاشرالناس» پيامبر در آن صحراي سوزان انعکاس يابد. اکنون مرحلهي ختم رسالت است و آغاز امامت و حادثهي غدير خم يکي از شواهد قطعي بر امامت اميرالمؤمنان عليه السلام ميباشد که در قرآن و روايات بر آن تأکيد شده است. آنچه در ماجراي غدير خم قابل توجه است، نزول دو آيه از قرآن کريم دربارهي اين حادثه بزرگ است.
اين آيات، آيهي 67 سوره مائده معروف به «آيه تبليغ» و آيهي سوم از همين سوره معروف به آيهي «اکمال» است. که در آيهي «اکمال» خداوند کمال توحيد را در دوستي دوستان و دشمني دشمنان خود اعلام فرمود و نعمت را بر بندگانش اتمام کرد و دين را بر آنها تکميل نمود و آيهي تبليغ نيز زماني نازل شد که پيامبر براي مطرح کردن مسئلهي امامت با مردم و ادامهي حکومت الهي، از خداوند کمک خواست.
علاوه بر آن واقعهي غدير عرصهي منابع حديثي، تاريخي، کلامي و حتي ادبي را در نور ديده و جايگاه وسيعي را در اين منابع به خود اختصاص داده است و يکي از علل ابديت و جاوداني بودن اين واقعهي تاريخي نزول دو آيه از آيات قرآن پيرامون اين واقعه است و تا روزي که قرآن ابدي و جاوداني است، واقعهي غدير نيز ابدي بوده و از خاطرهها محو نخواهد شد. دليل ديگر زنده بودن اين حادثهي تاريخي، بزرگداشت سالروز اين واقعهي تاريخي به عنوان يکي از اعياد اسلامي در بين مسلمانان است.
بدين سان غدير خم که به معناي لغوي «برکهاي آرام» بيش نبود، به «چشمهاي جوشان» بدل شد که از قلهي حرا سرازير گرديد و همچنان بوستان حقيقت را آبياري مي کند و فريادهاي حقخواهي آزادگان را رساتر ميسازد. ظلم را، ظالم را و مظلوم را ميشناساند.
نهال تنومند «اتحاد اسلامي» حول محور ولايت را بارورتر ميسازد و اين همه مرهون جوشش اين چشمه ميباشد و اين است رهآوردي از سفر معنوي در آفاق و انفس.
به ياد امام موحدان و سرور مظلومان امير غدير صلواتالله عليه
مریم ایرانمنش